نسبت حکمت و شریعت در فلسفه سینوی
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
چکیده
مواجهۀ فلسفه با دین بهعنوان یک مسئله در تاریخ فلسفه و حکمت اسلامی سابقۀ طولانی دارد،جهان اسلام با دو رویکرد متفاوت در این مساله مواجه بوده است؛ برخی قائل به تقابل بوده و گروهی در صدد تلائم و سازگاری بین حکمت و شریعت بودهاند. جریان اخیر که با کندی و فارابی آغاز میشود، در فلسفۀ ابنسینا با شدت و جدیت بیشتر استمرار مییابد و در حکمت متعالیه صدرایی به اوج میرسد. مساله پژوهش، چگونگی استمرار این فرایند در فلسفه سینوی و تاثیرگذاری آن در فلسفه اسلامی است، مواجهه ابن سینا با مساله نسبت دین و فلسفه چگونه بوده است؟ یافته ها:1) اثبات عدم ناسازگاری و عدم تنافی بین حکمت و دین؛2) ابتناء حکمت بر دین (محدودیت حکمت /عقل و گسترۀ نامحدود دین) -3) تغییر ساختار و محتوای حکمت بر اساس مبانی دینی و اعتقادی (اسلام). نتیجه: به نظر میرسد اسلامیسازی و بومیسازی فلسفه در ساختار و محتوا، مسئلۀ محوری ابن سینا بوده است. لذا رویکرد ابنسینا در فرایند جمع و تقریب بین حکمت و شریعت، دینمحور است و بر اصالت دین مبتنی است؛ و فلسفه در هر دو شاخۀ نظری و عملی تابع دین است و مشروعیّت خود را از دین به دست میآورد.