تعیین مقادیر بهینه ابزارهای سیاست مالی با استفاده از رهیافت تئوری کنترل بهینه پویا
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه پیام نور
2 دانشجوی دکترای علوم اقتصادی
3 دانشیار دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
4 استاد گروه اقتصاد، دانشگاه پیام نور
doi
10.29252/jep.9.17.81چکیده
تاکنون در اقتصاد ایران پایههای مالیاتی متعددی شناسایی شده است و از این پایههای مالیاتی با نرخهای متفاوت، مالیات اخذ میشود. سوالی که در اینجا به ذهن میرسد این است که آیا این نرخها بهینه هستند؟ آیا میتوان یک نرخ میانگین بهینه را تعیین نمود به نحوی که بتواند رشد و رفاه بیشتری را به همراه داشته باشد؟ مطالعه حاضر در پی تعیین نرخ بهینه مالیات در ایران با استفاده از دادههای سری زمانی دوره 1393-1357 میباشد. در این مطالعه تلاش شده است با استفاده از مدل رشد درونزا، نرخ بهینه مالیات با استفاده از رهیافت کنترل بهینه پویا و روش اصل ماکزیمم محاسبه گردد. یافتههای تحقیق نشان میدهد مهمترین عوامل موثر بر تعیین نرخ مالیات بهینه عبارتند از: نسبت مخارج بخش خصوصی به بخش دولتی، نسبت سرمایهگذاری بخش دولتی به بخش خصوصی، نرخ استهلاک، نرخ ترجیح زمانی، کشش تابع تولید نسبت به سرمایهگذاری بخش خصوصی و بخش دولتی و پیشرفت فنی. از بین عوامل فوق نسبت مخارج بخش خصوصی به بخش دولتی تاثیر منفی و نسبت سرمایهگذاری بخش دولتی به بخش خصوصی تاثیر مثبت بر نرخ مالیات بهینه دارند. سایر متغیرها تاثیر معنیداری بر نرخ مالیات بهینه نداشتند. علاوه بر این، بر اساس مدل فوق الذکر نرخ بهینه مالیات حدود 20 درصد است. نظر به اینکه در کشور پایههای مالیاتی متعدد با نرخهای متفاوت وجود دارد، لازم است میانگین نرخهای مالیات موجود به نرخ بهینه نزدیک گردد. البته این تغییرات باید با ملاحظاتی صورت گیرد و شرایط رکود و رونق در بخشهای مختلف مالیات دهنده مورد توجه قرار گیرد. از آنجا که نرخهای مالیاتی در تعیین درآمدهای مالیاتی موثر هستند و از سوی دیگر افزایش آنها ممکن است اثرات منفی بر تصمیمگیری عاملان اقتصادی داشته باشد لازم است که در پی پایههای مالیاتی جدید نیز بود.