تحلیل انتقادی استدلال اختفاء الهی شلنبرگ از دیدگاه مایکل موری

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22034/rs.2021.31860.1391
چکیده

پس از طرح برهان اختفای الهی توسط شلنبرگ، بسیاری از متألهان و اندیشمندان با روش‌های گوناگون به نقد این برهان پرداخته­اند. شلنبرگ در استدلال خویش با تمرکز بر صفات خدای ادیان توحیدی به‌ویژه صفت عشق، پنهان بودن خدا را قرینه­ای برای الحاد معرفی می­کند و معتقد است خدای عاشق هرگز روا نمی­دارد که بندگانش با ناباوری سرزنش­ناپذیر­ دست و پنجه نرم کنند. مایکل موری، با استفاده از  تئودیسۀ مبتنی بر اختیار که در توجیه شرور اخلاقی مطرح شده است در کنار تئودیسۀ مجازات الهی آگوستینی، تئودیسه­ای به نام اجبار را ارائه کرده و با توجه به لزوم پرورش اخلاقی روح، به نقد برهان اختفاء الهی می­پردازد. در این تئودیسه، نتیجۀ آشکارگی خداوند، مخدوش کردن اختیار آزاد انسان به لحاظ اخلاقی، و تحمیل و اجبار بشر برای انتخاب و انجام اعمال اخلاقی، و سلب قابلیت انسان برای پرورش روح است. در این نوشتار، ابتدا به بیان استدلال شلنبرگ دربارۀ خفای الهی پرداخته و سپس نقدهای مایکل موری را بررسی خواهیم کرد.