بررسی نقادانه خداباوری شکاکانه برگمن و بن‌بست شکاکیت اخلاقی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2 دانشگاه عالی دفاع ملی

3 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22034/rs.2019.3766
چکیده

خداباوری شکاکانه یکی از انواع پاسخ‌های فیلسوفان خداباور در واکنش به مسئلۀ قرینه‌ای شر است. این رویکرد که خود دربردارندۀ مجموعه‌ای از آراست، با تکیه بر محدودیت قوای شناختی بشر و پیچیدگی و ژرفای واقعیت ارزشی، در ادعای گزاف‌بودن شرور تردید می‌افکند. این مقاله مبتنی بر آرای برگمن، از فیلسوفان برجستۀ این حوزه، است. برگمن با مطرح‌کردن فرض‌های شکاکانۀ خود که مبتنی بر اصل «نمونة بارز» هستند، می‌کوشد تا استدلال ویلیام رو را به‌ چالش بکشد. مقالات برگمن در این حوزه، تأثیرگذار و به‌شدت بحث‌برانگیز شدند. یکی از نقدهایی که به آرای او شده است، قرارگرفتن خداباوری شکاکانه در بن‌بستی اخلاقی است. منتقدان بر این باورند که این رویکرد هم از جنبۀ نظری اخلاق (توجیه اخلاقی) به بن‌بست می‌رسد، و هم از جنبۀ عملی اخلاق؛ از نظر آنان این موضع دقیقاً مخالف رویکرد ما در اخلاق روزمره است و به‌هیچ‌وجه مطلوب و پذیرفتنی نیست، لذا خداباوری شکاکانه پذیرفتنی نیست. برگمن درمقابل، گرچه محدودیت در حوزۀ ارزش‌ها را می‌پذیرد، آن را مانعی برای فعل اخلاقی نمی‌داند. این مقاله می‌کوشد ابتدا موضع برگمن را روشن کند، آن‌گاه به تقریر نقدهای واردشده و پاسخ‌های مطرح‌شده بپردازد. درنهایت روشن می‌‌شود با تکیه بر وظیفه‌گرایی اخلاقی و تاکید بر جایگاه اخلاقی متفاوت انسان و خداوند می‌توان از بن‌بست شکاکیت اخلاقی رهایی جست.