نظریه عدمی شر؛ چالش‌ها و پاسخ‌ها

نویسندگان

1 دانشگاه عالی دفاع ملی

2 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22034/rs.2019.4371
چکیده

نظریة عدمی شر نظریة عامی در باب ماهیت شرور است که بر طبق آن همة شرور سرشتی عدمی (یا به تعبیر دیگر، سلبی) دارند. در سده‌های میانه فیلسوف‌ـ‌الهیدانان مسیحی برجسته‌ای همچون سنت آگوستین و توماس آکوئینی طرف‌دار این نظریه بوده‌اند. این نظریه پس از قرن‌ها کم‌توجهی اخیراً در میان فیلسوفان دین معاصر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله پس از مروری کوتاه بر پیشینه تاریخی این نظریه در دیدگاه آگوستین و آکوئینی، تفسیری از نظریة عدمی در فلسفة دین معاصر ارائه خواهیم داد. سپس برخی ادله له این نظریه را مطرح می‌کنیم و نشان خواهیم داد که این ادله چندان قابل قبول نیستند. در ادامه، ادلة مخالفان نظریة عدمی را طرح و بررسی می‌کنیم. تکیه این ادله بر طرح دو نمونه نقض برای نظریة عدمی است: درد و شرور اخلاقی. در هر دو مورد، ابتدا مهم‌ترین دیدگاه‌های طرفین نزاع طرح و بررسی می‌شوند و در ادامه استدلال می‌شود که ضعف اساسی در ادبیات معاصر این بحث کم‌توجهی به دیدگاه‌های مرتبط در شاخه‌های دیگر فلسفة معاصر به‌خصوص دو حوزة فلسفة ذهن و فلسفة اخلاق است. به‌نظر می‌رسد تعیین تکلیف دربارة نظریة عدمی شر به عنوان یک نظریة مطرح در حوزة فلسفة دین بدون روشن‌کردن مبانی این بحث در دو حوزة فلسفة ذهن و فلسفة اخلاق ممکن نیست.