طراحی الگوی کندذهنی جمعی در شرکت‌های دانش‌بنیان با رویکرد داده‌بنیاد

نویسندگان

1 دانشیار دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشیار دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و نوآوری، دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی، اصفهان، ایران.

doi
10.30497/smt.2024.245108.3502
چکیده

هدف: کندذهنی جمعی به‌عنوان دشمن مخرب سازمان‌ها عامل تکرار اشتباهات گذشته، کندی در تسهیم دانش، مخدوش‌کننده عملکرد اثربخش کارکنان دانشی و تولیدکننده هزینه‌های حاصل از آزمون و خطاست. لذا هدف این پژوهش ارائه الگوی کندذهنی جمعی شرکت‌های دانش‌بنیان است.روش‌شناسی: استخراج داده‌های کیفی در این پژوهش حاصل مصاحبه‌های عمیق و نیمه ساختارمند و رویکرد داده‌بنیاد است. نمونه‌گیری به شکل هدفمند و گلوله برفی از متخصّصان و خبرگان 12 شرکت دانش‌بنیان صنعتی انجام شد.اصالت: پژوهش اخیر با طرح موضوعی جدید و روش شناسی کیفی به خلق الگویی نوین و چارچوب نظری غنی دست یافته است و بررسی علل، شرایط زمینه‌ای و مداخله‌ای، راهبردها و پیامدها در پژوهش حاضر از نو بودن آن خبر می‌دهد.یافته‌ها: تفکّر غیرراهبردی و یکجانبه‌گرایی، نظام جذب ناکارآمد، فقدان بهسازی مناسب منابع‌انسانی، نقص نظام نخبه‌پروری، ضعف مدیریتی، عدم بهره‌وری نظام پرداخت، بی‌عدالتی سازمانی و رسمیّت زیاد به عنوان راهبردهای پژوهش حاضر امکان استقرار پدیده کندذهنی جمعی را مهیّا می‌سازند. همچنین عوامل علّی در سه دسته عوامل فردی، گروهی و سازمانی بر راهبردهای کندذهنی جمعی تأثیر مستقیم و خطّی دارند. فرهنگ سازمانی، ماهیّت فعالیت‌های دانشی و ویژگی‌های سازمان نیز از جمله مواردی هستند که زمینه را برای تحقّق راهبردهای کندذهنی جمعی فراهم می‌سازند و به نوعی تأثیر غیرمستقیم دارند. ویژگی‌های صنعت، عوامل اقتصادی، قانونی، فنّی و عملکرد نهادهای علمی مجموعه عوامل مداخله‌گر و میانجی هستند که تسهیل یا محدودکننده راهبردها می‌باشند. کندذهنی جمعی پیامدهای فردی و سازمانی چون کاهش خلّاقیت، عدم چابکی سازمانی و فرار مغزها را به دنبال دارد.