نگاهی به متافیزیک رابطۀ «برساختن اجتماعی» و نسبت آن با طبیعیگرایی فلسفی
نویسندگان
1 مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور
doi
10.22059/jihs.2022.340878.371674چکیده
برساختگرایی اجتماعی نظریهای است که طبق آن بسیاری از وجوه واقعیت و معرفت ما به آن برساختۀ تعاملهای بینافردی و اجتماعی است. اگرچه در سالهای اخیر انواع و اقسام هویتها و بازنماییها برساختۀ اجتماع دانسته شدهاند، اما در بارۀ اینکه رابطۀ «برساختن اجتماعی» به لحاظ فلسفی و متافیزیکی چگونه رابطهای است تحقیقات نسبتاً اندکی انجام شده و توافق نظریای بر سر آن وجود ندارد. نخستین هدف این نوشته ایضاح مفهومیِ رابطۀ برساختن اجتماعی و مرور چهار گزارش مختلف در بارۀ متافیزیک این رابطه است. هر یک از این گزارشها به لحاظ کفایت متافیزیکی ارزیابی شدهاند تا روشن شود آیا با آنچه کاربران مفهوم برساختن اجتماعی در ذهن دارند انطباق دارد یا خیر. در بخش پایانی مقاله، پس از به دست دادن تعریفی از طبیعیگرایی فلسفی، به بررسی این نکته پرداخته شده است که آیا میتوان گزارشی طبیعیشده از برساختن اجتماعی به دست داد یا نه. استدلال شده است که چنانچه موضوع و متعلَق برساختن اجتماعی را بازنماییها در نظر بگیریم، تعارضی با طبیعیگرایی نخواهد داشت. اما اگر موضوع و متعلَق آن را هویات خود جهان لحاظ کنیم، تنها یکی از صورتبندیهای برساختگرایی هستیشناختی با طبیعیگرایی فلسفی سازگار نیست، اما درخصوص سایر صورتبندیها، باید منتظر تعیین تکلیف مفاهیمی مانند نوپدیدی و اصل بستار علّی در علوم تجربی بود. در حال حاضر، دلیلی پیشینی/فلسفی دال بر تعارض میان این نسخههای برساختگرایی هستیشناختی و طبیعیگرایی فلسفی در دست نیست.