آسیبشناسی مبانی ارتباط دانشگاه و صنعت
نویسندگان
1 دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22047/ijee.2007.548چکیده
اگر ارتباط دانشگاه و صنعت زمانی بسیار حایز اهمیت و ضروری بود، امروزه در اقتصاد نوین و اقتصاد مبتنی بر نوآوری امری حیاتی و اجتناب ناپذیر قلمداد میشود. به طوریکه این دو نهاد بازیگران اصلی نظامهای ملی نوآوری قلمداد میشوند و ارتباط باز تعریف شده آنها مهمترین نقش را در تجاریسازی دستاوردهای علمی و توسعه اقتصادی ایفا خواهد کرد. دانشگاهها در ادامه مأموریتهای آموزشی و پژوهشی سنتی خود، در نظام ملی نوآوری در توسعه فناوری و کارآفرینی مسئولیتهای جدیدی را عهدهدار شده و با تولید دانش با ارزش اقتصادی زمینههای نوآوری مبتنی بر دانش را برای بنگاههای اقتصادی و صنعت فراهم کردهاند. خوشبختانه، در کشور ما نیز رویکرد قانون برنامه چهارم توسعه مبتنی بر دانایی است. از مهمترین الزامات این سبک از توسعه باز تعریف نقش دانشگاه و صنعت و زمینهسازی برای ارتباط درونزا بین این دو نهاد است. برای آسیب شناسی مبانی ارتباط دانشگاه و صنعت باید چرخه عرضه و تقاضای دانش را توسط این دو نهاد به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. دانشگاهها در عرضه دانش عمدتاً در آموزش و تا حدی در تحقیقات بنیادی متوقف بودند که البته، محتوای این آموزش و پژوهش نیز الزاماً بازتابی از نیازهای صنعت نبوده است. در تقاضای دانش نیز صنعت متکی بر دانش فنی خارجی و بینیاز از دستاوردهای علمی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی داخل سیاستهای خود را به پیش برده است. این چرخه معیوب روز به روز دانشگاهها را به حاشیه رانده و صنعت را نیز از نوآوریهای فناورانه محروم ساخته است. نتیجه اینکه نظام توسعه فناوری در کشور شکل نگرفته و مفاهیم کارآفرینی و نوآوری در نظام اقتصادی ما جایگاه در خور و شایستهای پیدا نکرده است. در این مقاله سعی شده است تا به اختصار به برخی عواملی که در چرخه عرضه و تقاضای دانش اختلال ایجاد کرده و موجبات ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت را فراهم کردهاند و همچنین، به ظرفیتهای بسیار مثبت برنامه چهارم توسعه در رفع این موانع و تسهیل این ارتباط اشاره شود.