کاستیهای نظری برنامهریزی توسعه روستایی در ایران
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی مؤسسه آموزش عالی البرز
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
3 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jrur.2013.30230چکیده
ظاهراًً بخش عمدهای از مشکلات برنامهریزی توسعه روستایی ریشه? در بنیانهای فکری و معرفتی نظام برنامهریزی در کشور دارد. به رغم کسب تجارب ارزنده و تدوین برنامههای توسعهای و اختصاص فصلهایی از آنها به توسعه و عمران روستایی، همچنان برنامهریزی توسعه روستایی بر مبنای نظام نظری مطلوب و متناسب با جامعه روستایی ایران شکل نگرفته و از این منظر با کاستیهایی مواجه است؛ تا جایی که میتوان گفت برنامهریزی توسعه روستایی در ایران فاقد نظریه پایهای است. در این مقاله ابتدا کاستیهای نظری برنامهریزی توسعه روستایی با رویکردی تحلیلی بررسی میگردد و سپس با استفاده از تکنیک دلفی، نتایج و گزارههای به دست آمده از بررسی نظری، با 65 نفر از آگاهان برنامهریزی و توسعه روستایی ایران در میان گذاشته میشود. پس از بحث و تبادل نظر، مشخص میگردد که در برنامهریزی توسعه روستایی در ایران درک و فهم مشترکی از این نوع توسعه شکل نگرفته و اینگونه برنامهریزی، از جنبههای فکری و معرفتی و نظری فاقد انسجام لازم است و گویا هنوز این نظریه پشتوانههای معرفتی و غنای لازم را برای کمک به توسعه روستایی مناسب و پایدار نیافته است.