تدوین نظریه طیفی روابط ضمنی رهبران در سازمان‌های عمومی دارای رفتار داوطلبانه (نقش نگرش و ادراک رهبران از رابطه، در اثربخشی روابط آنها با پیروان)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای مدیریت رفتار سازمانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 استاد گروه مدیریت دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

4 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران. (نویسنده مسئول)

doi
10.30497/smt.2022.243813.3430
چکیده

نظریه روابط ضمنی یکی از مباحث روابط بین فردی می ­باشد که تاکنون بیشتر در مطالعات روانشناسی به­ کار گرفته شده است. این نظریه که به مطالعه روابط نزدیک می ­پردازد، دو باور رشد و سرنوشت را ارائه می ­دهد که در مطالعات مختلف به نام­ های دیگری نیز قابل مشاهده است. هدف این مطالعه توسعه این نظریه در بستر سازمانی و در ارتباط با رهبران سازمان می ­باشد. این مطالعه برای رسیدن به این هدف با استفاده از روش تحقیق پدیدارشناسی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، به صورت کیفی با 21 نفر از رهبران سازمان‌های عمومی دارای رفتار داوطلبانه مصاحبه می­ نماید. روش نمونه­ گیری به صورت قضاوتی هدفمند می ­باشد و جامعه آماری از بین سرپرستانی که دارای حداقل 5 سال سابقه کاری در رهبری تیم­ های داوطلبانه دارند، انتخاب گردید. یافته ­ها نشان می ­دهد، نه تنها باورهای رشد و سرنوشت در نظریه روابط ضمنی که تاکنون در مطالعات روانشناسی به ­کار گرفته می ­شد، قابلیت استفاده در مطالعات سازمانی را نیز دارد، بلکه با نگاه سازمانی می ­توان این نظریه را در یک دیدگاه طیفی با شش باور شامل باور سرنوشت، باور مشروط، باور گشودگی، باور عدم مقاومت، باور قدرشناسی و نهایتاً باور رشد دسته ­بندی نمود.