تحول بخش خدمات در مسیر توسعهیافتگی: مقایسه خدمات توزیعی و خدمات تولیدی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علّامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری اقتصاد گرایش اقتصاد شهری و منطقهای دانشگاه مازندران
3 عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علّامه طباطبایی
doi
چکیده
در سه دهه اخیر نه فقط قلمرو فعّالیتهای بخش خدمات در عرصه اقتصاد جهانی متحول شده، بلکه همراه با آن تعابیری همچون «اقتصاد خدمات»، «خدمات کسب و کار»، «اقتصاد جدید»، «خدمات برتر»، «اقتصاد داناییمحور» و غیره توسط طیف وسیعی از تحلیلگران مورد استفاده قرار گرفتهاند. بررسی عمیقتر این تعابیر و اصطلاحات و واکاوی سازگاری آنها با ساختار کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه بدون ارائه طبقهبندی جدید از قلمرو فعّالیتهای بخش خدمات به آسانی امکانپذیر نیست. در این مقاله برای اولین بار با استفاده از جداول داده-ستانده همگن و تجمیع شده 40 کشور جهان، طبقهبندی آنها بر حسب چهار سطح درآمد سرانه و تفکیک فعّالیتهای بخش خدمات به توزیعی، تولیدی، شخصی و اجتماعی، در چارچوب دو رویکرد سنتی و نوین محاسبه پیوند بین بخشها درصدد پاسخ به سوالات زیر میباشیم: اولاً "جایگاه بخشهای چهارگانه خدمات بهویژه خدمات تولیدی و توزیعی بر اساس شاخص پیوندهای بین بخشی، با افزایش سطح توسعهیافتگی چه تغییری میکند؟”و در ضمن"کدامیک از دو رویکرد سنتی و نوین محاسبه پیوندهای بین بخشی بهتر میتواند ارتباط بین خدمات توزیعی و خدمات تولیدی را با سطوح توسعهیافتگی تبیین نماید؟" نتایج بهطورکلی نشان میدهند که بکارگیری رویکرد سنتی، مستقل از سطوح توسعهیافتگی کشورها، در سنجش اهمیت بخشهایی قابلیت دارد که کالاهای ملموس تولید میکنند (کشاورزی، معدن و صنعت) و در برجسته کردن اهمیت زیربخشهای خدمات ناتوان است. اما در رویکرد نوین مشاهده میکنیم که یک رابطه معکوس بین خدمات توزیعی و سطوح توسعهیافتگی وجود دارد، حال آنکه خدمات تولیدی در سطوح پایین توسعه، ناچیز و اهمیت آن در سطوح بالای توسعه، برجسته میگردد. این یافتهها موید این واقعیت هستند که تعابیر مختلف و طبقهبندی جدید از قلمرو فعّالیتهای بخش خدمات، بیشتر با ساختار کشورهای پیشرفته سنخیت دارند تا ساختار کشورهای درحالتوسعه.