مرور نظاممند خطاهای شناختی مدیران در ورود به بازار اشباع شده
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول).
3 استاد گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.30497/smt.2022.242995.3379چکیده
نرخ بالای شکست کسبوکارها در ورود به بازار یا ورود به بازار اشباع شده، به عنوان یکی از ناهنجاریهای حوزه مدیریت استراتژیک طی سالهای اخیر مورد توجه محققان این حوزه قرار گرفته است. پژوهشهای پیشین در این زمینه بر نقش خطاهای شناختی مدیران در ورود به بازار اشباع شده تأکید داشتهاند. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال آن است تا با مرور نظاممند ادبیات این حوزه، خطاهای شناختی دخیل در ورود به بازار اشباع شده را شناسایی و دستهبندی کند. بنابراین، این پژوهش از نظر هدف، توسعهای- کاربردی، بر مبنای ماهیت و روش، توصیفی و بر اساس ماهیت دادهها، کیفی است. دادههای این پژوهش از طریق مطالعه کتابخانهای گردآوری و از طریق روش مرور نظاممند تحلیل شده است. به این منظور تعداد 22 مقاله در بازه زمانی 1999 تا 2020 با بررسی کلیدواژهها، چکیده مقالات و در نهایت متن مقالات انتخاب شده است. مرور مقالات شش خطای شناختی مدیران در هنگام ورود به بازار را نشان میدهد. این خطاهای شناختی در سه عامل اساسی ورود به بازار رخ میدهد. نخست، خطاهای شناختی مدیران در مورد قابلیتهای شرکت عبارتاند از: اعتماد به نفس بیش از حد (شامل تخمین بیش از حد و دقت بیش از حد)، مغالطه برنامهریزی و توهم کنترل. دوم، خطاهای شناختی مدیران در مورد رقابت عبارتاند از: اعتماد به نفس بیش از حد (شامل خود برتر انگاری) و نادیده گرفتن رقبا (شامل نقاط کور رقابتی و اثر دیوار آجری). سوم، خطاهای شناختی مدیران در مورد تقاضای بازار عبارتاند از: خوشبینی و لنگر انداختن. در نهایت، چارچوب کلی خطاهای شناختی مدیران در تصمیمات ورود به بازار ارائه شده است. همچنین استراتژیهای کاهشی متناسب با خطای شناختی مدیران در ورود به بازار اشباع شده ارائه شده است. پیشنهادهای نظری و کاربردی در این زمینه نیز ارائه شده است.