بررسی عوامل انسانی و تکنیکی مؤثر بر سطح عمقی شدن کشت در نظام بهرهبرداری خانوادگی (مطالعه موردی: بهرهبرداران خانوادگی صیفیکار شهرستان کرمانشاه)
نویسندگان
1 دانشگاه تهران، دکترای جامعه شناسی
2 گروه پژوهشی اجتماعی و حقوقی مؤسسه پژوهشهای اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی وزارت جهاد کشاورزی، دکترای توسعه روستایی
3 دانشگاه تهران، کارشناس ارشد جامعه شناسی
doi
10.22059/jrur.2012.24727چکیده
نظام بهرهبرداری خانوادگی پس از اصلاحات ارضی شایعترین نوع نظام بهرهبرداری زراعی در ایران شده است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر استفاده از تکنولوژی، گرایش به نوگرایی و برخورداری از نیروی کار زراعی و متغیر زمینهای سطح تحصیلات کشاورزان با سطح عمقی شدن کشت در بین بهرهبرداران خانوادگی میپردازد. مسئله اساسی این است که به علت روند رو به رشد جمعیت، تقاضا برای افزایش سطح زیر کشت و فشار بر اراضی زراعی نیز با وجود محدودیت اندازه زمینهای زراعی در حال افزایش است. تحقیق حاضر از نوع پیمایشی است و دادهها با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شدهاند. پس از تأیید اعتبار صوری و نیز روایی پرسشها و گویههای آن با آلفای کرونباخ 63/0، دادهها با استفاده از نرمافزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که بهرهمندی از نیروی کار مضاعف خانوادة بهرهبردار، گرایش به نوگرایی و نوپذیری کشاورزان، استفاده از تکنولوژیهای جدید کشاورزی و سطح تحصیلات بهرهبرداران صیفیکار با سطح عمقی شدن کشت در منطقه مورد مطالعه رابطه مستقیم دارند. نتیجة تحقیق نشان میدهد که فشار نیروی کار بر واحد سطح و کاربرد فناوریهای جدید کشاورزی به عنوان دو عامل مهم عمقی شدن کشت مطرحاند. پیامد دو عامل مذکور، گسترش نیروی کار کشاورزی و معیشت تکنولوژی است که میتواند دال بر عمقی شدن کشت باشد.