پیوستگی دوسویه نمایش های سنتی ایران با جامعه ایرانی
نویسندگان
1 انستیتو پاستور ایران
doi
10.22059/jsal.2013.35951چکیده
با نگاهی به مسیر شکلگیری نمایش در کشورهای شرقی ، درمی یابیم که نه تنها فاصله ای میان آ نها و زندگی جاری مردمان نبوده بلکه نمایش مرحله یا بخش مهمی از زندگی ساکنان شرق را می ساخته است. در این نوشته، دو گونة مهم نمایش ایرانی، از منظر جامعه شناسی، بررسی شده است؛ «شبیه خوانی » بر بستری از رویدادهای اجتماعی و سیاسی جامعة ایرانی پدیدار شد و کمابیش همة دگرگونی های اجتماعی ایران در دوره های گوناگون نیز بدان راه یافت و دگرگونی های آن را در طول سده ها سبب شد؛ هما نگونه که برخی ویژگی های شبیه خوانی نقش مهمی در جامعة ایرانی بر جای گذاشت. «تقلید » نیز، اگرچه به هنگام شکل گیری چندان به جامعة سازنده اش وابسته نبود، تغییرات و دگرگونی های جامعة ایرانی را در مسیر تحولاتش پذیرفت؛ چنا نکه نقد اجتماعی از عناصر جدایی ناپذیر تقلید شد. چارچوب نظری این نوشته بر دو نظریة آشنای «بازتاب » و «شکل دهی » بنا شده، بی آنکه در محدودة آ نها باقی بماند. روش تحقیق نیز بر رویارویی تاریخ تحولات اجتماعی و تاریخ دگرگونی نمایش های سنتی ایران با بررسی های کتا بخانه ای و محیطی استوار شده است. نمایش های سنتی ایران به ضرور تهای اجتماعی و در رابطة تنگاتنگ با تماشاگران پدید آمده است و حیات خود را فقط با بازتاب اکنون جامعه اش می تواند بازیابد. نظریه های بازتاب و شکل دهی بیانگر آ ن اند که نمایش های سنتی ایران هماره حلقة واسط و ارتبا طدهندة این دو نظریه در اثر هنری یگانه ای بوده اند.