الگوی مسأله‌شناسی برای خط‌مشی‌گذاری فرهنگی ـ اجتماعی در سازمان‌های فرهنگی شهری (مطالعه تطبیقی سازمان‌های فرهنگی شهرداری‌های تهران، اصفهان و مشهد)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران

2 استاد دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران

doi
10.30497/smt.2020.75458
چکیده

یکی از چالش‌های پیش‌رو در عرصه‌ خط مشی‌گذاری فرهنگی ایران معاصر این است که یک موضوع و یا رخداد فرهنگی بیش از آنکه از دریچه‌ یک الگوی دقیق رد شود و به مسأله‌ی فرهنگی تبدیل شود، از دالان عقاید، باورها، برداشت‌ها و علایق شخصی فرد خط‌مشی­گذار می‌گذرد و شکل مسأله فرهنگی به خود می‌گیرد. برای اینکه بتوانیم در فضای فرهنگی کشور، مسأله‌شناسی کنیم، ضروریست که دریابیم در گفتمان رسمی کشور چه مفاهیم و چه زبانی وجود دارد که سیاست‌های فرهنگی جامعه را می‌سازد. همچنین، فهم و شناخت روندها و روش­های مختلف مسأله‌شناسی برای رسیدن به خط مشی­ها و برنامه‌های منسجم و واحد امری ضروریست. در این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از استراتژی مطالعه‌ موردی چندگانه، سه سازمان فرهنگی شهری بزرگ کشور مورد مطالعه قرار گرفته است تا الگوی‌های مسأله‌شناسی آنها استخراج و مورد مقایسه قرار گیرد. بر مبنای یافته‌های این تحقیق، خط‌مشی شناسایی شده برای مسأله‌شناسی فرهنگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، اصفهان و مشهد به ترتیب: خط­مشی «بالادست محوری و تلفیقی» با اولویت‌های «فرهنگ دینی- تدافعی» و حاکمیت الگوی روال نامه‌ای و «همه موضوعی»، خط­مشی «نخبه محوری و تلفیقی» با اولویت‌های «فرهنگ شهروندی» و حاکمیت الگوی مفهومی مدیریتی «چندموضوعی» و خط­مشی «مردم محوری و تلفیقی» با اولویت‌های «فرهنگ مردمی - انقلابی» و حاکمیت الگوی پیوست اجتماعی «چندموضوعی» است.