یوزپلنگِ هشت پا، مروری بر شرح عنکبوتهای جهنده در کتاب الحیوان جاحظ
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی بنیاد دائرةالمعارف اسلامی
doi
10.22059/jihs.2021.323195.371628چکیده
بدون تردید جاحظ (163-255ق) از شاخصترین چهرههای جانورشناسی سدههای نخست دورۀ اسلامی است، بهطوری که کتاب الحیوان او برای قرنها از مهمترین مآخذ جانورشناسان و دیگر حکمایی بوده که هر یک به فراخور دانش و مقولۀ تألیفشان، به موضوع جانوران نیز پرداختهاند. در کنار مآخذ شفاهی، آثار لغویون و تکنگارهنویسان معاصر با جاحظ و مقدم بر او، ترجمۀ نوشتههای ارسطو از مهمترین منابع او در تألیف کتاب الحیوان است. تأثیرپذیری جاحظ از ارسطو فقط به نقل و اقتباس و حتی انتقاد از نوشتههای او محدود نمیشود، بلکه گاه از آنها الهام گرفته و در صدد یافتن معادلی برای آنها در مآخذ عربی یا در طبیعت پیرامون خود برآمده است. ازجملۀ این موارد که در عین حال اثر او را از جانورشناسی ارسطو و دیگر آثار جانورشناسی دورۀ اسلامی متمایز میسازد، شرح عنکبوتی با نام عربی «لیث» است. شرح دقیق جاحظ از رفتار این بندپا در شکار طعمه علاوه بر آن که مشاهدۀ فعال، خلاقانه و دقیق او در طبیعت را نشان میدهد، امکان تطبیق جانور مد نظر او را با اعضای تیرۀ عنکبوتهای جهنده در جانورشناسی جدید فراهم میکند. شرحهای مفصلی از این دست بهویژه در مورد جانورانی اهمیت دارد که تنها از طریق نام عمومیشان در آثار کهن قابل شناسایی یا قابل مطابقت با جانورشناسی جدید نیستند. بدون شرح موشکافانۀ جاحظ از روش «لیث» در شکار، احتمالاً این بندپا در متون کهن برای همیشه ناشناخته باقی میماند و نهایتاً فقط به عنوان نوعی عنکبوت شناخته میشد. شرح جاحظ در این باره در هیچیک از آثار باقیمانده از متقدمان او یا در نوشتههای ارسطو در بارۀ عنکبوتها وجود ندارد. به نظر میرسد جاحظ با دیدن نام توصیفی نوعی عنکبوت موسوم به «گرگ» در نوشتههای ارسطو در صدد یافتن وجه تسمیۀ آن برآمده و به مشاهدۀ «لیث» در طبیعت پیرامون، و شرح و بسط مشاهداتش در این باره پرداخته است. شرحی که میتواند گواهی بر استقلال دانش جانورشناسی جاحظ از نوشتههای ارسطو نیز باشد.