کیفیت زندگی و توسعه پایدار در برنامههای توسعه ایران با رویکرد آمارتیاسن
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری اقتصاد، عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور
doi
چکیده
این تحقیق در پی بررسی چگونگی دستیابی به توسعه پایدار با تاکید بر مفهوم توانمندی و کیفیت زندگی "سن" در برنامههای توسعه ایران و تعیین سطح آن در دو برنامه سوم و چهارم توسعه و فاصله آن تا سطح مطلوب، و نیز شناسایی عوامل موثر بر توسعه پایدار در شرایط فعلی کشور است. توسعه پایدار با سه محور اساسی توسعه انسانی، مادی و طبیعی و حفظ منافع همه نسلها در دیدگاه سن با تاکید بر مفهوم توانمندی و آزادیهای اساسی تبیین میشود. در این تحقیق با استفاده از دو روش تطبیقی و تحلیل محتوا براساس یافتهها و سپس روشهای آماری و عملیات ریاضی بر روی دادهها براساس شاخص پایداری سن به استخراج نتایج و تحلیل آنها پرداخته شده است. در بررسیهای انجام شده بر اساس روش مرحله اول، این نتیجه حاصل شد که بر اساس دیدگاه سن مبنی بر"توسعه به مفهوم دستیابی به آزادی و توانمندیها"، در برنامههای توسعه قبل از انقلاب سیاستگذاری مشخصی در این زمینه انجام نشده و فقط در برنامه پنجم در ابعاد اقتصادی و در قالب برخی نهادها به این مفهوم پرداخته شده است. در برنامههای سوم و چهارم توسعه پس از انقلاب مفاهیم "ارتقاء امنیت انسانی، و توانمند سازی" مورد توجه قرار گرفت و برخی شاخصهای پایداری مانند حفظ محیط زیست و ایجاد فرصتهای برابر در متن برنامه وارد شد اما در سطح سیاستگذاری مورد توجه قرار نگرفت. در مرحله دوم، تحلیل نتایج محاسبات انجام شده بر اساس روش انحراف معیار نشان میدهد که وضعیت توسعه پایدار در برنامه سوم توسعه نامطلوب بوده و شاخص پایداری منفی میباشد، اما این روند به تدریج اصلاح شده و در طول برنامه مقدار منفی شاخص رو به کاهش گذاشته و دو سال پایانی این برنامه مقدار شاخص مثبت شده است. این روند در برنامه چهارم توسعه نیز ادامه یافته به طوری که در سال 84 بیشترین مقدار را نشان میدهد. اما مجدداً در سالهای بعد (سالهای 85 و 86) این شاخص کاهش مییابد. نتیجهای که از محاسبات حاصل از روش تحلیل عاملی به دست آمده این است که در شرایط فعلی کشور، عامل اقتصادی- اجتماعی مؤثرترین عامل برای گام نهادن در مسیر توسعه پایدار است و متغیرهای مرتبط با آن که برخی ماهیت اجتماعی و محیطی دارند، بایستی تقویت شوند تا با رسیدن به یک سطح قابل قبول از توسعه، ارتقای عوامل اجتماعی و محیطی نیز امکانپذیر شده و ارتقای کیفیت زندگی محور برنامهها قرار گیرد. تحقق این امر مستلزم وجود نگرش معطوف به توسعه پایدار در میان دست اندرکاران برنامههای توسعه میباشد.