ارزیابی و مقایسه کارایی روش‌های کمی فرکتال و فازی در تحلیل وضعیت تکتونیکی زاگرس شمال غرب

نویسندگان

1 دانشگاه تهران

2 دانشگاه تهران

3 دانشگاه تهران

4 دانشگاه تهران

doi
چکیده

چکیده ماهیت پیچیده فرایندهای زمین‌ساختی عامل ایجاد توپوگرافی و همچنین ابعاد مناظر طبیعی زمین را نمی‌توان با ساختارهای کلاسیک، مانند هندسه اقلیدسی یا منطق ارسطویی، ارزیابی نمود. برای این منظور، تحلیل فرکتالی آبراهه‌ها و شکستگی‌ها با استفاده از روش شمارش جعبه‌ای برای تعیین بلوغ ساختاری زاگرس شمال‌غرب انجام گرفت. همچنین با کمک معیارهای مرتبط با مورفوتکتونیک، پتانسیل فعالیت تکتونیکی منطقه با روش عدم قطعیت فازی مشخص و نتایج این دو روش با کانون‌های سطحی زلزله مقایسه شدند. مناطق دارای بعد فرکتالی بالای گسل و پایین زهکشی فعالیت تکتونیکی بیشتری دارند. طبق این تحقیق، محدودۀ A یعنی غرب کرمانشاه، دارای بالاترین بُعد فرکتالی (32/1) گسل و بُعد فرکتالی کمتر برای شبکۀ زهکشی (432/1) است و شواهد لرزه‌ای از‌جمله زلزلۀ اخیر کرمانشاه با 3/7 ریشتر نیز پویا بودن آن را تأیید می‌کند. محدودۀ E که رو به فروافتادگی دزفول است، کمترین بُعد فرکتالی گسل (07/1) و بیشترین بُعد فرکتالی شبکۀ زهکشی (470/1) را دارا است. با این حال گسل‌های مدفون نقش مهمی در تولید زلزله در شمال این محدوده دارند. هم‌پوشانی مربع‌های فرکتالی با گاماهای مختلف در مدل فازی تا حد زیادی تأیید‌کنندۀ نتایج بود و محدودۀ A در این مدل نیز بالاترین پتانسیل فعالیت تکتونیکی را نشان می‌‌دهد. واژه‌های کلیدی: تکتونیک، زاگرس شمال‌غرب، فرکتال، فازی.