تبیین تغییر خطمشیآموزشی با بهرهگیری از نظریه جریانات چندگانه؛ مطالعه موردی قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی گرایش تصمیمگیری و خطمشیگذاری عمومی و پژوهشگر مرکز رشد، دانشگاه امام صادق علیهالسلام
2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی گرایش تصمیمگیری و خطمشیگذاری عمومی و پژوهشگر مرکز رشد، دانشگاه امام صادق علیهالسلام
doi
10.30497/smt.2018.2588چکیده
بدلیل گستردگی عرصه تعلیم و تربیت، هرگونه تغییر و تحول در آموزش و پرروش دارای پیامدهای مستقیم در عرصه اجتماعی است. از این جهت، فهم تغییر مداخلهها و خطمشیهای عمومی در این حوزه از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی از خطمشیهای مهم در این عرصه را میتوان قانون «تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی» دانست که با اهداف مختلفی چون مشارکت مردم، رقابت بین مدارس و رفع مشکلات مالی به تصویب رسیده است. هدف پژوهش حاضر تبیین این تغییر خطمشی با استفاده از نظریه جریانات چندگانه کینگدون است. بدین منظور، این مدل بهعنوان یکی از چارچوبهای نظری فرآیند تغییر خطمشی مدنظر بوده و عناصر- جریان مسئله(Problem Stream)، جریان سیاست(Politics Stream) و جریان خطمشی(Policy Stream)- و مفروضات اصلی آن با نگاهی تطبیقی در قانون «تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. ازاینرو، روش مطالعه موردی(Case Study) بعنوان یکی از رویکردهای تحقیق کیفی، محور پژوهش قرار گرفت و در جمعآوری دادهها از مطالعات کتابخانهای و بررسی اسناد، مصاحبهها و گزارشات مختلف پیرامون این قانون استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحلیل نشانگر آن است که همزمانی و تقاطع سه جریان فوق با مصادیقی چون مشکل بودجه و تأمین مالی در سطح آموزش و پرورش(جریان مسئله)، رویکار آمدن دولت جدید، ایدئولوژی بازارمحور و تمایل به خصوصیسازی(جریان سیاست)، ارتقای سطح آموزشی و معیشتی در عرصه تعلیم و تربیت(جریان خطمشی) و با محوریت سازمان مدارس غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی، بعنوان کارآفرین خطمشی، توانسته است قانون فوق را با اتخاذ راهبردهایی متنوع به تصویب برساند.