تأثیر استفاده از سطوح مختلف کنجالۀ میکس در جیرۀ میش های شیرده بر مصرف خوراک، فعالیت آنزیم‌های هیدرولیتیک و فراسنجه‌های شکمبه‌ای ‏

نویسندگان

1 گروه تغذیه دام و طیور، دانشکده علوم دامی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

2 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

3 گروه تغذیه دام و طیور - دانشکده علوم دامی -دانشگاه علوم کشاورزی و منا بع طبیعی گرگان-گرگان-ایران

4 4دانشجوی کارشناسی ارشد گروه تغذیه دام و طیور، دانشکده علوم دامی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان

doi
10.22034/as.2024.61145.1737
چکیده

چکیدهزمینه مطالعاتی: برای حفظ موضع رقابتی در بازار جهانی، صنعت دام به‌طور فعال به‌دنبال استراتژی‌های پایدار و عملی است. هدف این استراتژی‌ها تولید و تأمین پروتئین غذایی و مواد معدنی است، در حالی که به‌طور همزمان از عملکرد مناسب و حفظ سطح سلامت بهینۀ حیوان اطمینان حاصل شود. با افزایش تقاضای جهانی برای تولید دام و طیور، شناسایی مواد خام جایگزینی که می‌تواند جایگزین کنجالۀ سویا شود به‌طور فزاینده‌ای حیاتی شده است. کنجالۀ سویا از دیرباز به‌عنوان مناسب‌ترین مکمل گیاهی تأمین‌کننده احتیاجات پروتئینی در جیرۀ دام مورد استفاده قرار گرفته است. اما به‌دلیل وجود مشکلاتی مانند نوسانات قیمت محصول، خروج ارز از کشور و افزایش قیمت تمام شدۀ جیره، استفاده از آن با محدودیت‌هایی مواجه شده است. درصد بالایی از کنجالۀ سویا در شکمبه تجزیه شده و پروتئین آن به‌نفع ساخت پروتئین میکروبی تجزیه می‌شوند که این امری نامطلوب است. کنجالۀ میکس، نام مخلوطی‌ست که حاوی مقادیری از پودرگوشت بدون خون، ضایعات پنبه، سبوس شالی، سبوس گندم، کنجالۀ ذرت، پودر پسته و گلوتن مایع است و از آن می‌توان به‌عنوان منبع پروتئینی در جیرۀ دام استفاده نمود. مزیّت مهم این کنجاله، دراختیار گذاشتن پروتئین‌های گیاهی و حیوانی به‌صورت همزمان می‌باشد و بنظر می‌رسد می‌تواند از جایگزین‌های کنجاله‌های گیاهی باشد. ساختن ترکیبی حاوی هر دو نوع منبع پروتئینی گیاهی و حیوانی، علاوه‌بر کاهش قیمت، سبب ایجاد تعادل پروتئین‌ها می‌شود. هدف: در رابطه با اهمیت کنجالۀ میکس در تغذیه نشخوارکنندگان در کشور اطلاعات زیادی وجود ندارد. این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر استفاده از سطوح مختلف کنجالۀ میکس در جیرۀ میش‌های شیرده بر مصرف خوراک، فعالیت آنزیم‌های هیدرولیتیک و فراسنجه‌های شکمبه‌ای ‏صورت گرفت.روش کار: جهت اجرای این آزمایش از تعداد 32 رأس میش شیری سه شکم زایش نژاد آتابای با میانگین وزنی 8/2±41 کیلوگرم در 4 تیمار و 8 تکرار در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. در تیمارهای آزمایشی، جایگزینی کنجالۀ میکس در سطوح صفر، 33، 67 و 100 درصد با کنجالۀ سویا صورت پذیرفت. طول دوره‌ی آزمایش 56 روز بود. جیره‌های مورد استفاده در این آزمایش بر اساس جداول انجمن ملی تحقیقات گوسفند تهیه و تنظیم شدند و در حد اشتها در دو نوبت صبح (ساعت 8) و عصر (ساعت 16) در اختیار میش‌ها قرار داده شد. خوراک روزانه به صورت کاملاً مخلوط به دام‌ها عرضه می‌شد. در تمام مدت آزمایش، حیوانات به‌طور آزاد به آب آشامیدنی تمیز دسترسی داشتند. میش‌ها در ابتدا و انتها دوره توزین شدند. همچنین خوراک داده شده و پس‌آخور هر دام به‌صورت روزانه جهت محاسبه ماده خشک مصرفی ثبت می‌شد. نمونه‌گیری از مایع شکمبه در روز آخر صورت گرفت .مایع شکمبه در زمان سه ساعت پس از خوراک‌دهی صبح توسط سوند مری گرفته شد، سپس مقدار pH محتویات شکمبه بلافاصله پس‌از استحصال، توسط دستگاه pH متر دیجیتالی سیار که در همان محل نیز کالیبره شده بود، اندازه‌گیری و ثبت‌ گردید. جهت تعیین میزان نیتروژن آمونیاکی شکمبه از نمونه‌های سه ساعت پس از تغذیه، از روش کانگ و برودریک (1980) و با استفاده از دستگاه اسپکتوفتومتر در طول موج 630 نانومتر استفاده شد. برای شـمارش پروتـوزوآ از روش مالس و دهوریتی (1984) استفاده شد. تعیین اسیدهای چرب فرار با استفاده از دستگاه گاز کارماتوگرافی با ستون مویینه انجام شد. به‌منظور اندازه‌گیری فعالیت آنزیم‌های هیدرولیتیک شکمبه شامل کربوکسی‌متیل‌سلولاز و میکروکریستالین‌سلولاز، در بخش‌های مختلف شیرابه شکمبه طبق روش هریستو (2001) استخراج گردید. به‌منظور بخش‌بندی آنزیم‌های مورد بررسی در شیرابه شکمبه به سه بخش جامد، خارج سلولی و درون سلولی، ابتدا شیرابه توسط دولایه پارچه متقال صاف گردید و مواد باقی‌مانده روی پارچه به‌عنوان بخش جامد در نظر گرفته شد. فعالیت آنزیم‌های هیدرولیتیک در هر حیوان در هریک از سه بخش شیرابه شکمبه طبق روش آگاروال (2000) محاسبه گردید.نتایج: نتایج نشان داد که در بین تیمارهای آزمایشی اختلاف معنی داری در ماده خشک مصرفی در دریافت مقادیر مختلف کنجالۀ میکس وجود داشت به‌طوری ‌که با افزایش سطح کنجالۀ میکس در جیره، ماده خشک مصرفی نیز افزایش یافت (05/0>P). اختلاف معنی‌داری بین سطوح مختلف جایگزینی در pH، نیتروژن آمونیاکی و جمعیت پروتوزوآی شکمبه وجود داشت، به‌طوری ‌که با افزایش سطوح جایگزینی کنجالۀ میکس با کنجالۀ سویا، نیتروژن آمونیاکی شکمبه افزایش یافت در حالیکه pH و جمعیت پروتوزوآی شکمبه کاهش یافت (05/0P˂). با افزایش جایگزینی کنجالۀ میکس، مقدار استات روند کاهشی و پروپیونات روند افزایشی داشت (05/0P˂) و در مقادیر بوتیرات، ایزوبوتیرات، والرات، ایزووالرات و مجموع اسیدهای چرب فرار اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد (05/0P>). نسبت استات به پروپیونات همراه با افزایش مقدار کنجالۀ میکس، افزایش یافت به‌طوری که از84/1 در تیمار دریافت کننده صفر درصد جایگزینی کنجالۀ میکس به 76/2 تیمار دریافت کننده صددرصد جایگزینی کنجالۀ میکس رسید (05/0P˂). اختلاف معنی‌داری بین فعالیت آنزیم‌های کربوکسی متیل سلولاز و میکروکریستالین سلولاز در بین تیمارهای دریافت کننده سطوح مختلف کنجالۀ میکس وجود داشت، به‌طوری که با افزایش سطوح جایگزینی کنجالۀ میکس با کنجالۀ سویا، فعالیت آنزیم‌ها در بخش‌های داخل سلولی، خارج سلولی، بخش جامد و فعالیت کل کاهش یافت (05/0P˂).نتیجه‌گیری نهایی: با توجه به نتایج حاضر، کنجالۀ میکس را به‌طور کامل می‌توان جایگزین کنجالۀ سویا در جیرۀ میش‌های آتابای نمود.