اثر تغییرات تنش کولمب ناشی از زمین‌لرزه 31 اوت 1968 دشت بیاض در چکانش رخدادهای آتی

نویسندگان

1 گروه زمین شناسی، دانشگاه بیرجند

2 دانشگاه بیرجند

3 گروه زمین شناسی، دانشگاه بیرجند

4 پژوهشکده زلزله شناسی، پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله

doi
چکیده

مدل تنش کولمب بر اساس محاسبه آستانه شروع لغزش در سطوح گسلی تحت تنش با فرمول معیار گسیختگی کولمب و  محاسبه تنش حاصل از جنبش بلوک‎ها‎ی دو سوی یک گسیختگی سرچشمه بنا شده است. دستاوردهای این مدل برهم‌کنش زمین‌لرزه‌ها‎ و پراکندگی مکانی پس‌لرزه‌ها‎ را در بر می‌گیرد و با احتمالات زمین‌لرزه‌ای و تغییرات نرخ لرزه‌خیزی همخوانی زیادی دارد. پهنه گسلی دشت بیاض در شمال بلوک لوت، به‌عنوان یک منطقه فعال زمین‎ساختی در شرق ایران شناخته شده است. بررسی تغییرات تنش کولمب نشان می‎دهد که زمین‌لرزه اصلی دشت بیاض در سال 1968 بخش‎ها‎یی از گسل رانده فردوس (زمین‌لرزه 1968 فردوس) و شرق گسل راستالغز چپ‌بر دشت بیاض شرقی(زمین‌لرزه 1979 کولی- بنیاباد) را برانگیخته است اما بر روی گسل آوش (زلزله 1976 وندیک) با افت تنش و باربرداری همراه بوده است. شواهد زمین‎ریخت‎شناسی از جمله جابه‌جایی قنات‌ها، تپه‎ها‎ی باستانی تخریب شده، جابه‌جایی آبراهه‎ها‎ و افراز‎ها‎ی فرسایش‌یافته نشان‌دهنده‌ی تجدید فعالیت این گسل در طی تاریخ می‎باشند. به نظر می‎رسد که علاوه بر امتداد گسل دشت بیاض که طی زمین‌لرزه‎ها‎ی 1968 فردوس و 1979 کولی- بنیاباد فعال شده‌اند، بخش‎ها‎ی جنوبی گسل دشت بیاض به سمت قائنات نیز از مناطق پر خطر در آینده باشد.