برند کارفرما؛ راهبردی نوین در جذب نیروهای خلاق تداعی معانی، تصویر سازمان و تناسب شخص سازمان در نقش میانجی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت، پردیس فارابی، دانشگاه تهران
2 استادیار گروه مدیریت دولتی دانشکده مدیریت پردیس فارابی دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری مدیریت رفتارسازمانی، دانشکده مدیریت، پردیس فارابی، دانشگاه تهران
4 دکترای بازاریابی دانشگاه تهران
doi
10.30497/smt.2018.2173چکیده
جذب نیروی کار شایسته در بازارکار رقابتی امروز، تبدیل به یکی از منابع مهم کسب مزیت رقابتی شده است. پژوهش حاضر با تأکید بر ارزش علاقه مندی(ارزش نوآوری) برای جذب نیروهای خلاق، قصد ارائه پیشنهادهایی در زمینه طراحی «برند کارفرما» به سازمان هایی را دارد که در بیان رسالت خود ارائه محصولات و خدمات نوآورانه به جامعه را در اولویت قرار داده اند. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی می یاشد. جامعه آماری پژوهش102 نفر از کارکنانی هستند که در فاصله کوتاهی قبل از انجام پژوهش، موفق به استخدام در واحد مرکزی سازمان شاتل در شهر تهران شده اند که از بین آنها 51 نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. ابزار سنجش متغیرهای پژوهش، پرسشنامه می باشد که بخشی از آن برگرفته از پرسشنامه های استاندارد برتون و همکارانش(2005)، کانکس و فریمن(2006) و برتز و جاج(1994) است و بخش طراحی شده آن بر اساس تعاریف موجود از متغیر مورد نظر است. روش تجزیه و تحلیل داده ها مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Warp PLS میباشد. نتایج نشان می دهد که برندکارفرما از طریق تداعی معانی منجر به ایجاد تصویر مطلوبی از سازمان در ذهن جویندگان کار شده و با احساس تناسبی که در اثر این تصویر، فرد در ذهن خود با سازمان پیدا می کند، جذب سازمان می شود.