اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر شایستگی اجتماعی و ابرازگری هیجانی کودکان 9 تا 12 سال

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی تربیتی ، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و مشاوره، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران(نویسنده مسئول).

doi
10.22038/mjms.2024.79749.4593
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر شایستگی اجتماعی و ابرازگری هیجانی کودکان 9 تا 12 سال انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان 9 تا 12 سال بود که در پایه چهارم، پنجم و ششم دبستان در سال تحصیلی 1403-1402 در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. در این پژوهش تعداد 35 کودک 9 تا 12 سال با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه‌های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 کودک در گروه آزمایش و 17 کودک در گروه گواه). کودکان حاضر در گروه آزمایش مداخله آموزش فلسفه به کودکان را طی دوازده هفته در دوازده جلسه 75 دقیقه‌ای دریافت نمودند. در این پژوهش از مقیاس ابرازگری هیجان کودکان (EESC) و مقیاس شایستگی اجتماعی (SCS) استفاده شد. داده‌های با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش فلسفه به کودکان بر شایستگی اجتماعی (0001/0>P؛ 63/0=Eta؛ 17/51=F) و ابرازگری هیجانی (0001/0>P؛ 63/0=Eta؛ 76/57=F) کودکان 9 تا 12 سال تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان چنین نتیجه گرفت که آموزش فلسفه با آشنایی کودکان با ﻣﻬﺎرت‌ﻫﺎی ﻫﻤﮑﺎری و ﺗﻔﮑﺮ، ﺑﻬﺒﻮد ارﺗﺒﺎﻃﺎت و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ‌ﭘﺬﯾﺮی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، رشد تفکر انتقادی و کشف توانایی‌های شناختی و ادراکی می‌تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود شایستگی اجتماعی و ابرازگری هیجانی کودکان مورد استفاده قرار گیرد.