واکاوی علل ناکامی یکپارچهسازی خطمشیهای فرهنگی در ایران؛ مطالعه مبتنی بر روش نظریهپردازی دادهبنیاد
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق(ع)، (نویسنده مسئول)
2 دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران
3 استاد گروه مدیریت دولتی دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تربیت مدرس
4 دانشیار گروه مدیریت دولتی دانشکده مدیریت پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
10.30497/smt.2016.1950چکیده
وجود خطمشیهای متعدد برای حل مسائل مشترک و یا برای حوزه خطمشی واحد، سبب میگردد نتایج آن خطمشیها حاصلِ مطلوبی را به ارمغان نداشته باشند. موازیکاری، تعارض نقشها و عدم همکاری میان نهادهای ذیلِ یک حوزه خطمشی گاه باعث میشود با برآیند صفر و یا حتی منفی در ارزیابی نتایج آن خطمشیها مواجه گردیم. چه باید کرد؟ مدلها و رویکردهای متنوعی در پاسخ به این سؤال ارائه شده است. پاسخ به این سؤال را در انبوهی از مفاهیم متنوعی میتوان یافت که هریک از زاویهای خاص و گاهی متفاوت به این مسئله نگریستهاند. اصلیترین پاسخ را با مفهومی تحت عنوان «یکپارچهسازی خطمشی» پیشنهاد دادهاند. یکپارچهسازی خطمشی را میتوان «بهمثابه یک فرآیند مفهومپردازی تعریف نمود که طی آن، خطمشیها در یک کلِّ واحد، همسان و هماهنگ میشوند و یا اینکه مسائل مربوط به یک خطمشی در دیگر خطمشیها ادغام میشود». علیرغم مناسب بودن این رویکرد برای اجرا در فرآیند خطمشیگذاری در حوزههای مختلف کشور، چنین رویکردی نتوانسته است مسیر همواری را برای خود ایجاد نماید. این تحقیق بر آن است تا با استفاده از روششناسی نظریهپردازی داده- بنیاد به واکاوی علل این ناکامی در حوزه فرهنگ بپردازد. بدین منظور، مصاحبههای عمیق و باز با خبرگان اجرایی و دانشگاهی حوزه خطمشیگذاری فرهنگی صورت گرفت و نظرات آنان در سه مرحله و بر اساس کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. آنچه در نهایت حاصل گردید، سه مقوله اصلیِ مؤثر در ناکامی یکپارچهسازی خطمشیهای فرهنگی در ایران بوده است که با عناوین زیستبومِ فرهنگ، ساختار خطمشیگذاری و فرآیند خطمشیگذاری معرفی شدهاند. این مقولهها با دستهبندی عوامل ناکامیِ موجود در ادبیات علمی این حوزه (عوامل هنجاری، سازمانی و رویهای) انطباق معنایی دارند. در ذیل هریک از این مقولهها، دلایل اصلی علل ناکامی یکپارچهسازی تشریح شده است.