فهم خاتمه خطمشیهای عمومی در ایران؛ پژوهشی بر مبنای نظریهپردازی دادهبنیاد
نویسندگان
1 استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تربیت مدرس، نویسنده مسئول
2 استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تربیت مدرس
3 دانشیار دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
4 دکتری مدیریت سیاستگذاری در بخش عمومی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.30497/smt.2015.1740چکیده
صاحبنظران علم خطمشی معتقدند که خاتمه خطمشی از گامهای فرآیند خطمشیگذاری است که نسبت به سایر گامهای این چرخه کمتر مورد مداقه قرار گرفته است. خطمشیهای خاتمهیافته را میتوان به دو دسته تقسیمبندی کرد: 1) خطمشیهایی که خاتمهبخشی آن بر مبنای منطق و عقلانیت صورت گرفته است (مرتفع شدن مسئله عمومی، ناکارایی خطمشی جاری و...)، 2) خطمشیهایی که پس از تدوین و ابلاغ از سوی مجریان رها، معطل و در نهایت خاتمه مییابند. این پژوهش کیفی تلاش دارد فرایند رخداد خاتمهبخشی از نوع دوم را نظریهپردازی کند. در مرحله اول دادهها از طریق انجام مصاحبههای ساختاریافته با مسئولان و مدیران نظام خطمشیگذاری ایران گردآوری میشوند. در مرحله دوم «تمهای کلیدی» استخراج شده و بر اساس راهبرد پژوهشی نظریهپردازی داده-بنیاد، که روشی نظاممند و کیفی برای خلق نظریه است، نظریه خاتمه خطمشیهای عمومی در ایران خلق میگردد. نظریه حاصل نشان میدهد که پدیده محوری چنین فرآیندی مضمونی تحت عنوان خطمشی عمومی لرزان است که در فرآیندی از عوامل بستری و مداخلهگر و به اتکای دستهای از عوامل علی، خاتمه خطمشی را تبیین میکند.