بررسی انتقادی مبانی انسان‌شناسی ‌پارادایم‌های مدیریت منابع انسانی بر اساس نظریۀ انسان‌شناسی پارادایم رشد

نویسندگان

1 استادیار دانشکده معارف اسلامی و مدیریت دانشگاه امام صادق(ع)

2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و مدیریت گرایش صنعتی دانشگاه امام صادق(ع)؛ نویسنده مسئول

3 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و مدیریت گرایش بازرگانی دانشگاه امام صادق(ع)

doi
10.30497/smt.2015.1742
چکیده

مدیریت حوزه‌ای است که عمر دانشگاهی آن زیاد نیست؛ اما از گذشته‌های دور، از هماهنگی کارها گرفته تا کنترل انسان‌ها مدنظر بوده است. از ابتدای توجه به مدیریت، انسان یکی از ارکان اساسی آن بوده است. ازسوی‌دیگر، با توجه به تغییرات چشمگیر در محیط‌های سازمانی اجتماعی و تشدید عرصۀ رقابت در جهان امروزی سازمان‌ها بیش از گذشته به‌دنبال جذب و از آن مهم‌تر حفظ و توسعۀ افراد برای انجام فرایندهای جاری و آتی خویش هستند. یکی از حوزه‌های دانش مدیریت، مدیریت‌ منابع ‌انسانی است؛ این حوزه که به‌شکل مجزا از چند دهۀ قبل به آن پرداخته شده و مورد توجه قرار گرفته، به نگرش‌های گوناگون تعریف و توصیف شده است که محور همۀ آن‌ها استفاده کارا و اثربخش از کارکنان در جهت تحقق اهداف سازمانی است. بر این اساس، در یک نگاه کلان از نظریه‌های حوزۀ منابع می‌توان از دو نگرش در آن سخن گفت که به پارادایم هزینه‌گرا و سرمایه‌گرا یاد می‌شود. در این پژوهش، ضمن برشمردن مبانی انسان‌شناسی پارادایم‌های مذکور و نقد آن‌ها، با روش پژوهش انتقادی، نگاه سومی به مدیریت‌ منابع ‌انسانی معرفی می‌شود که انسان در آن از حالت ابزارگونگی خارج شده و خود اصالت می‌یابد. این پارادایم که آن را «پارادایم رشد» می‌نامیم، مبانی انسان‌شناسی خود را از دیدگاه متفکران مسلمان گرفته و بر آن است تا از یک دیدگاه متعالی به نیروی ‌انسانی بنگرد. دیدگاهی که در تلاش است تا تضاد جوهری نهفته در ادبیات مدیریت، میان اهداف کارگر و کارفرما را از میان بردارد و رنگ وحدت بر آن بزند. براین‌اساس، در این مقاله بعد از تقریر انتقادی مبانی انسان‌شناسی پارادایم‌های اثرگذار حوزۀ مدیریت منابع انسانی، تلاش شده است چشم‌اندازی از تأثیرات مبانی انسان‌شناسی پارادایم رشد بر حوزۀ مدیریت منابع انسانی بیان گردد.