درنگی بر مناسبات تصوف و سیاست در جهان اسلام: مطالعه موردی طریقت کسنزانیه در عراق

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تاریخ اسلام، گروه تاریخ، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22070/iws.2025.20615.2432
چکیده

ماهیت و شیوه فعالیت طریقت‌های متصوفه در عرصه سیاست، همواره یکی از مسائل چالشی تاریخ تصوف بوده است. با توجه به رشد رویکردهای سلفی و جهادی در خاورمیانه در طی سال‌های اخیر، طریقت‌ها و اجتماعات صوفیانه به عنوان جایگزینی مناسب جهت رویارویی با اسلام جهادی در نظر گرفته شد و همین امر موجب توجه به این گروه‌ها و نیز راه‌یابی آنان به حوزه‌های گوناگون عرصه سیاست شده است. طریقت کسنزانیه، یکی از طریقت‌های فعال صوفیانه در دوره معاصر، دارای فعالیت‌های گسترده‌ای در عراق بوده و به کنش‌گری سیاسی در سیاست داخلی و خارجی عراق می‌پردازد. این طریقت صوفیانه خاستگاهی کردی و سنی داشته؛ اما فعالیت‌های گسترده‌ای نیز در مناطق شیعه‌نشین و عرب‌تبار عراق دارد. در پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه روایت‌محور کنش جمعیِ فردریک میر و با استفاده توأمان از منابع کتابخانه‌ای و ویدئویی، به این مسئله خواهیم پرداخت که ماهیت و چگونگی سیاست‌ورزی کسنزانیه در عراق پرداخته و این سیاست‌ورزی با تکیه بر کدام مسائل و در چه زمینه‌ها و ابعادی صورت می‌گیرد. یافته‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد کسنزانیه از طریق ایجاد تقابل هویتی با اسلام‌گرایان جهادی، با برساخت روایتی مشخص از سنت صوفیانه، ترسیم آینده مطلوب برای عراق، اتکای به مبانی و مفاهیم دینی و اقدام به نهادسازی در عرصه آموزش و رسانه‌های جمعی، در عرصه سیاست داخلی و خارجی عراق به کنش‌گری سیاسی می‌پردازد.