بررسی تاثیر اندیشه‏های سید قطب بر اندیشه و عمل رهبران نهضت اسلامی افغانستان (در دهه چهل و پنجاه خورشیدی)

نویسندگان

1 دانشیارگروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی،

4 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

doi
10.22070/iws.2025.20629.2433
چکیده

این پژوهش با هدف بررسی تأثیر اندیشه‌های اسلام سیاسی سید قطب بر شکل‌گیری کنش‌ها و جهت‌گیری فکری رهبران نهضت اسلامی افغانستان انجام شده است. این مطالعه در پی پاسخگویی به این پرسش است که کدام مؤلفه‌های فکری قطب در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی بر اندیشه و رفتار سیاسی رهبران نهضت تأثیرگذار بوده‌اند. بر اساس فرضیه تحقیق، آموزه‌های قطب درباره حاکمیت الهی، مفهوم «جاهلیت مدرن» و ضرورت تشکیل «گروه پیشتاز» چارچوب مشروعیت‌بخش کنش‌های انقلابی رهبران نهضت را فراهم کرد. این تحقیق با استفاده از روش کیفی و تحلیل تاریخی–محتوایی متون ایدئولوژیک و اسناد تاریخی، نشان می‌دهد رهبران کلیدی نهضت اسلامی افغانستان، با مطالعه آثار قطب و حضور در حلقه‌های فکری دانشجویی، تحت تأثیر مستقیم گفتمان او قرار گرفتند و عناصر فکری اسلام سیاسی قطبی را در فضای فکری و سیاسی افغانستان بومی‌سازی کردند. تحلیل بر مبنای نظریه گفتمان لاکلاو و موفه، نشان می‌دهد که «دولت اسلامی» به‌عنوان دال برتر، «جهاد» به‌عنوان پراکسیس گفتمانی، «جامعه جاهلی» به‌عنوان دیگری بنیادین و «گروه پیشتاز» به‌عنوان سوژه گفتمانی، ساختار فکری و عملی رهبران را شکل داد و مشروعیت کنش‌های رادیکال و مسلحانه آنان را تثبیت کرد. این چارچوب گفتمانی، هم مرز هویتی «ما» و «دیگری» را ایجاد کرد و هم زمینه را برای تقابل مستقیم با گفتمان‌های سکولار، لیبرال و اصلاح‌طلب فراهم ساخت.