مقایسه الگوی الکتروفورتیک پروتئینهای لینگواتولا سراتا در نشخوارکنندگان اهلی و سگ به روش SDS- PAGE
نویسندگان
1 گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
2 گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران
doi
10.22034/as.2022.49721.1645چکیده
زمینه مطالعاتی: لینگواتولا سراتا یک انگل مشترک انسان و دام است و طیف وسیعی از حیوانات از جمله انسان را تحت تأثیر قرار می دهد و بیماریهای متعددی ایجاد مینماید. فرم بالغ این انگل در مجاری فوقانی تنفسی سگسانان زندگی میکند و طیف وسیعی از علف خواران به ویژه نشخوارکنندگان به عنوان میزبان واسط عمل میکنند که نوچه انگل در اندامهای احشایی به ویژه غدد لنفاوی مزانتریک آنها یافت میشود. هدف از این مطالعه بررسی مقایسه الگوی الکتروفورتیک پروتئینهای لینگواتولا سراتا فرم بالغ و نوچه بهدست آمده از میزبانهای مختلف بود.روش کار: در این مطالعه لینگواتولا سراتا بالغ جنس نر و ماده از مجاری فوقانی تنفسی سگهای تلف شده در اثر تصادف جادهای و نوچه لینگواتولا سراتا از غدد لنفاوی مزانتریک بز، گاومیش، گوسفند، گاو و شتر کشتار شده در کشتارگاه جداسازی و بهصورت جداگانه ذخیره شد. پس از تهیه عصاره غلظت پروتئینهای نمونههای انگلی به روش برادفورد مورد سنجش قرار گرفت و در نهایت با استفاده از روش SDS- PAGE، الگوی الکتروفورتیک پروتئینهای انگل در نشخوارکنندگان مختلف و سگ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: در الکتروفورز پروتئینهای سوماتیک گروههای مختلف نوچهها، 2 باند پپتیدی بهخوبی واضح با وزن-های تقریبی 62 و 53 کیلودالتون در ژل SDS-PAGE مشاهده شد. در اشکال بالغ، تنها باند پپتیدی با وزن تقریبی 62 کیلودالتون حضور داشت.نتیجهگیری نهایی: نتایج حاصله نشان میدهد حضور باند پپتیدی با وزن تقریبی 62 کیلودالتون در تمام گروههای مورد مطالعه، ممکن است نشاندهنده برخی ویژگیهای بیولوژیک آن باشد و به ویژه چنانچه با سویه-های متفاوت انگل مواجه باشیم این تفاوتها تعیین کننده است و میتواند در طراحی آزمونهای سرولوژیکی کارآمد جهت تشخیص آلودگیها در میزبانهای مختلف مفید باشد.