الگوی مدیریتی شبکهسازی تشکلها و فعالان فرهنگی؛ تحلیل شبکه مضامین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت رفتار سازمانی دانشگاه فردوسی مشهد، نویسنده مسئول
2 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.30497/smt.2015.1715چکیده
امروزه فعالترین و اثرگذارترین جریانات فرهنگی در جهان را مجموعههایی ایجاد میکنند که موفق به ایجاد شبکههایی کیفی و کارآمد از نخبگان و فعالان فرهنگی شدهاند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی مدیریتی جهت شبکهسازی تشکلها و فعالان جبهۀ فرهنگی انقلاب اسلامی است. راهبرد کیفی مطالعۀ موردی بهعنوان مناسبترین راهبرد برای این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. همچنین، روش تحلیل شبکۀ مضامین نیز برای سازماندهی و نمایش یافتههای پژوهش مورد استفاده قرار گرفت.در تحقیق حاضر سه مورد از شبکههای فرهنگی فعال جهت مطالعه انتخاب شده است که شامل «شبکه تشکلهای تربیتمحور مشهد مقدس»، «شبکه تشکلهای تولید و توزیع محصولات فرهنگی انقلاب اسلامی» و «شبکه بینالمللی کاریتاس» میباشد. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی 26 مضمون پایه گردید که با خوشهسازی این مضامین در گروههای مشابه، نتایج تحقیق در قالب پنج مضمون سازماندهنده دستهبندی شدند. مضامین سازماندهنده پژوهش شامل نکات و اصول مربوط به شکلگیری شبکه، نکات ساختاری و ارکان شبکه، اعتماد و سرمایۀ اجتماعی در شبکههای فرهنگی، نکات رفتاری و روانشناسی و مسائل مربوط به برنامهریزی در شبکه میباشد. کلیه مضامین سازماندهنده نیز تحت مضمون فراگیر «ایجاد و توسعه شبکه پایدار فرهنگی» قابل تعریف میباشد؛ بر این مبنا مضمون مذکور کانون و هسته شبکه مضامین این پژوهش را تشکیل میدهد.تشکلها و فعالان فرهنگی با استفاده از مدل ارائهشده در پژوهش حاضر میتوانند از مزایای همکاری و همافزایی در قالب شبکهای پایدار در حوزۀ فرهنگ بهرهمند شده و از این طریق منشأ تحولات فرهنگی بزرگ در راستای اهداف انقلاب اسلامی باشند.