تحلیل جامعه‌شناختی رویکرد روشنفکران سینمایی نسبت به انقلاب اسلامی ایران در سال‌های 1342 تا 1357 بر اساس نظریه بازتاب

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22070/iws.2025.18990.2362
چکیده

یکی از ویژگی­ها و برجستگی­های محصولات هنری، انعکاس واقعیت­های جامعه است. هنرمند به واسطه حضور در جامعه، به نوعی ناخودآگاه انعکاس­دهنده فضای پیرامونی خود در آثار هنری خویش است. این مسئله در خصوص روشنفکرانی که به خلق آثار هنری می­پردازند دارای سویه جدی­تری است؛ چرا که ایشان خودآگاه و با نیت روشنگری و با بسط اندیشه و دیدگاه­های خود، دست به خلق آثاری می­زنند که آینه­ای شفاف از وضعیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه روز خود هستند. این مسئله در خصوص روشنفکران هنری دوران پهلوی دوم و به خصوص سینماگران این عصر نیز دارای بررسی و پیمایش است. سینماگران این عصر دارای پیوند­های مشخصی با مردم و جامعه عصر خود و همچنین متأثر از حرکت­های انقلابی منتهی به انقلاب اسلامی در برابر وضعیت غالب حکومت پهلوی بودند. هدف این پژوهش تبیین روند­های سیاسی اجتماعی با سینمای روشنفکری در دو دهه پایانی حکومت پهلوی و بررسی احتمالی کنش متقابل این دو بر هم است؛ مواردی همچون تأثیر احتمالی رویکردها، شــخصیت­ها و درون‌مایه سینمای بر مفصل­بندی گفتمان انقلاب اسلامی و نیروهای سیاسی در این پژوهش مورد توجه است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال است که روشنفکران سینمایی نسبت به انقلاب اسلامی ایران در بین سال‌های 1342 تا 1357 چه رویکردی داشته‌اند؟ یافته­های این پژوهش را می­توان چنین جمع­بندی کرد که آثار سینمایی جریان روشنفکری در سال­های 42-57 توانسته است یک روند موازی مبارزه مدنی را همگام با انقلاب اسلامی به وجود بیاورد؛ چنان­که در شروع، همگرایی با عناصر و نوع گفتمان انقلاب اسلامی تأثیرات همگرا و متضادی را ایجاد کرده است. روش مورد استفاده در این پژوهش روش بازتاب است که در گروه روش‌های کیفی نظری قرار می­گیرد.