بازشناسی و فهم «صورتبندی جهان مشترک» در اندیشه سیاسی علامه اقبال لاهوری (بر پایه متدولوژی اریک وگلین)

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، ایران.

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

doi
10.22070/iws.2024.17994.2314
چکیده

آثار ادبی محمد اقبال لاهوری موجب شهرت وی در مقام یک شاعر شده است، با این حال در کتاب فلسفیِ احیا تمدن اسلامی که به دنبال راهی برای بازسازی تمدن اسلامی و جلوگیری از انحطاط بیش از پیش مسلمانان است در نقش یک فیلسوف و نظریه­پرداز ظاهر می­شود. هدف اصلی پژوهش پیش­رو، ارزیابی میراث فکری محمد اقبال لاهوری به عنوان یک روشنفکر دینی، بر پایه متدولوژی «جهان مشترک» است. پرسش اصلی پژوهش این است که اقبال لاهوری چگونه توانسته است در ساحَتِ نظر، به خلق یک «جهان مشترک» (Common World) مبادرت ورزد که همه گروه­ها و جریان­های سیاسی- فکری مختلف در آن اعلام حضور کنند و به صورت مسالمت­آمیز به تبادل­نظر و عقاید بپردازند؟ یافته­های پژوهش بر اساس نظریه و متدولوژی اریک وگلین نشان می­دهد دو جهان سنت و مدرنیته در دگرگونی آرا و اندیشه­های اقبال نقش­آفرینی نموده­اند که پس از پیمودن یک مسیر طولانی اندیشه­های وی در قالب یک فضای بینابینی و طرح «جهان مشترک» به ثبات می­رسد. با این حال به این نکته نیز باید توجه داشت که اندیشه­های اقبال اگرچه از پتانسیل خلق یک جهان مشترک برخوردار است، نقطه عزیمت بحث وی مانند سایر روشنفکران دینی، سپهر سیاست نبوده، بلکه از فلسفه به ساحَت ِسیاست وارد می­شود. بررسی ادبیات موجود نشان می­دهد که پژوهش مستقلی در این زمینه در زبان فارسی وجود ندارد. روش پژوهش مبتنی بر متدولوژی «جهان مشترک» اریک وگلین و روش گرد­آوری داده­ها نیز «کتابخانه­ای و اسنادی» است.