امکانسنجی فقهیِ مخاطب واقع شدنِ صغار در تبلیغات تجاری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت بازاریابی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز (نویسنده مسئول)
2 دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، دانشگاه امام صادق (ع)
doi
10.30497/smt.2015.1704چکیده
برای اثربخشی تبلیغات تجاری، بازار را بر اساس شاخصهایی بخشبندی میکنند. یکی از ملاکهای بخشبندی مشتریان، سن است که کودکان، بخشی از آن هستند. سؤال این پژوهش این است که از منظر اسلام، آیا صغار میتوانند مخاطب تبلیغات تجاری واقع شوند؟ برای یافتن پاسخ، از سه منظر بحث شده است. نخست، کارکرد تبلیغات تجاری از منظر اسلام و غرب بررسی میشود. از منظر اسلام، هدف غاییِ تبلیغات تجاری، آگاه کردن مخاطب است؛ اما صغار به دلیل فقدان توان تشخیص نمیتوانند مخاطب این گونه تبلیغات واقع شوند. دوم اینکه بر اساس دستور اسلام لازم است بر معاملات، عقلانیت، حاکم و هر گونه مانع در سر راه اِعمال عقلانیت در تخصیص درآمدها حذف شود. تبلیغات تجاری متعارف با استفاده از فنون روانشناسی، ذهن مخاطب را مسخَّر خویش میکند و او را تحت فرمان خود درمیآورد. کودکان با توجه به شرایط سنی خود، بیشتر تحت تأثیر این گونه تبلیغات قرار میگیرند و به واسطه فشارهای آنها بر والدین برای خرید، عقلانیت لازم، حاکم نخواهد شد؛ ضمن اینکه افراد برای تخصیص عقلایی منابع درآمدی، باید قدرت تشخیصِ تناسب محصول با نیاز خود و توان اولویتبندی آنها را داشته باشند. در بحث سوم، موضوع فوقالذکر با قاعده «لاتعاونوا علی الإثم و العدوان» بررسی و مصادیقی از نقض این قاعده در موضوع مخاطب واقع شدن صغار ذکر میشود. در نهایت، با توجه به استدلالهای پژوهش، به نظر میرسد مشروعیتِ مخاطب قرار دادنِ صغار در تبلیغات تجاری از منظر اسلام، خالی از اشکال نیست.