میراث مشترک اسلامی-ایرانی و بایستههای سیاستخارجی جمهوری اسلامی ایران در آسیایمرکزی
نویسندگان
1 استاد گروه مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
doi
10.22070/iws.2023.15527.2153چکیده
ایجاد جمهوریهای جدید در آسیایمرکزی در پی سقوط حکومت شوروی، ژئوپلیتیک مناطق شمالشرقی ایران را تغییر داد. به این ترتیب مرزهای این منطقه که تا قبل از این به عنوان مرزهای تهدید شناخته میشد تبدیل به فرصتی برای بازآفرینی نقش ایران در منطقهای شد که حدود پنج سده خارج از نفوذ مستقیم ایران قرار داشت. همزمانی پایان جنگ 8 ساله ایران و عراق و استقلال کشورهای آسیایمرکزی سبب شد تهران جمهوریهای این منطقه را به عنوان یک فرصت جدید و تازه مورد توجه قرار دهد. در تمام این دوران و با به قدرت رسیدن چهار دولت سازندگی، اصلاحات، اصولگرایی و تدبیر و امید روابط با منطقۀ آسیایمرکزی در حوزههای مختلف سیاسی- امنیتی، اقتصادی و فرهنگی پیگیری شد. با این وجود دستاوردها مطابق انتظار نبود. از اینرو در این پژوهش که با روش کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شده است به دنبال بررسی الگوی مطلوب سیاستخارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ آسیای مرکزی هستیم و بهطور مشخص به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که مناسبترین رویکرد در سیاستخارجی برای تامین بیشینه منافع جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی چیست؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه بررسی شده است که رویکرد فرهنگی از راه بهکارگیری مولفههای معنایی در قالب میراث مشترک اسلامی- ایرانی در مقایسه با سایر رویکردها از ظرفیت بیشتری برای توسعه روابط ایران و آسیایمرکزی برخوردار است