نظریه گفتمان و تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منازعات منطقه‌ای؛ مطالعه موردی:جنگ داخلی سوریه (2011-2020)

نویسندگان

1 استادیار روابط بین‌الملل دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه ، ایران

2 کارشناس ارشد روابط بین الملل، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22070/iws.2023.15036.2117
چکیده

سرزمین سوریه از سال 2011 تاکنون، به آوردگاهی برای جنگ گفتمان‌هایی تبدیل‌شده که هر یک خود را حق و دیگری را ناحق پنداشته و به دنبال طرد دیگری است. در میانه این میدان، رویکرد گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی در جنگ داخلی سوریه با تکیه بر گفتمانِ اسلام‌گرایی انقلابی، در دفاع از حکومت بعثیِ سوریه، تعریف شده است. برای قدرت‌های منطقه‌ای (همانند ایران و ترکیه) و فرا منطقه‌ای (همانند آمریکا و اروپا)، علاوه بر اهمیت منافع ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیکی که سوریه در مرکز آن قرار گرفته است؛ وقوعِ جنگ داخلی سوریه (2011-2020) و تشکیل کانون بحران بین گفتمانی میانِ گفتمان‌های اسلامی بنیادگرای سنی و شیعی؛ نظیر داعش و جبهه النصره (به نمایندگی از اهل سنت) در مقابل حزب‌الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران (به نمایندگی از اسلام شیعی) و اعزام نیروهای جهادی مسلمان از اقصی نقاط جهان بدان جا، توجه دوچندان آنان به سوریه را به خود جلب کرد؛ اما در این میدان، جمهوری اسلامی توسط گفتمان‌های لیبرالیستی دول غربی به دلیل نقش‌آفرینی، در جنگ داخلی سوریه تحت‌فشار مستقیم قرار گرفته و نیروهای میانه‌رو بنیادگرای اهل سنت مورد حمایت مستقیم دول غربی قرار گرفتند. این مقاله بر اساس نگاهی توصیفی-تحلیلی مبتنی بر نظریه گفتمان و بر اساس تعارض گفتمان جمهوری اسلامی با گفتمان‌های بنیادگرایان اسلامی و دول غربی، به دنبال پاسخ به این سؤال است که گفتمان حاکم بر سیاست خارجی ایران در بحران جنگ داخلی سوریه را چگونه می‌توان ارزیابی نمود؟ در مقام پاسخ به این سؤال این فرضیه طرح می‌شود که جمهوری اسلامی ایران بر مبنای دال نفی سلطه مندرج در اصول قانون اساسی برای کسب هژمونی در منطقه اقدام به مبارزه با گفتمان‌هایی نموده است که با کسب هژمونی گفتمان اسلام‌گرایی انقلابی، تعارض دارند.