تحلیل فرایند تولید معنا در "بلندی های بادگیر": رویکرد نشانه-معناشناختی گفتمانی
نویسندگان
1 گروه زبان های خارجه، دانشکده زبان های خارجی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.30473/prl.2021.58196.1833چکیده
هدف رویکرد نشانه - معناشناختی گفتمانی، دستیابی به معنا از طریق برقراری ارتباط بین واحدهای معنایی و تمایزدهنده در سطح کلان است. این پژوهش، چگونگی تولید و دریافت معنا در رمان «بلندیهای بادگیر» را واکاوی میکند. نظامهای گفتمانی یا مبتنی بر کنش یا مبتنی بر شوش میباشند که به ترتیب به وجود آورندۀ نظام-های گفتمانی شناختی و احساسی هستند. در این رمان کنش و شوش در تعامل با یکدیگر وجود دارند؛ اما گفتمان غالب، شناختی است؛ زیرا در داستان، کنش پر رنگ-تر از شوش مشاهده میشود. هیتکلیف و کاترین (دو شخصیت اصلی) شوش اصلیِ عشق و کنشِ غالب انتقام را رقم میزنند. هیتکلیف، کنشگر اصلی برای انجام کنش، توانشهای روحی، جسمی و مالی لازم را کسب و آن را با برنامهای از قبل تعیین شده اجرا میکند. کنشگر با طی کردن مراحل آمادهسازی، آزمون اصلی، آزمون سرافرازی به مرحله ارزیابی و ارزش میرسد. ارزش مطرح برای دو شخصیت اصلی داستان، ارزشی مادی نیست؛ بلکه ارزشی فرا مادی است، ارزشی معنوی به نام عشق که سوزان، عجیب و شورانگیز است. نظامهای گفتمانی دیگری نیز در داستان وجود دارند: نظام گفتمانی احساسی، در چندین مرحله از داستان شوشهای عاطفی متفاوتی به چشم میخورند و نظام گفتمانی رخدادی (کنش مبتنی بر ابرحضور)، حضور نظامهای تقابلی همچون تولد و مرگ با هیچ گفتمانی جز رخدادی قابل توجیه نیست.