مطالعه تطبیقی تحولات سیاسی مصر و سوریه براساس مفهوم بیداری اسلامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مطالعات منطقه‏ای، دانشکده مطالعات بین الملل، دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام.

2 دانشیار، رشته تاریخ انقلاب اسلامی، گروه ژئوپلتیک محور مقاومت، دانشکده مطالعات بین الملل، دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام.

doi
10.22070/iws.2023.15768.2170
چکیده

جنبش اعتراضی که از اواخر سال 2010 میلادی، در کشور تونس آغاز شد. به الگوی عمل جوامع عربی تبدیل شده و به سرعت کشورهای دیگر عربی را نیز درنوردید. این تحولات سیاسی اجتماعی با ویژگی بی‏ثبات کنندگی، در کشور مصر به سرنگونی حسنی مبارک انجامید؛ اما در کشور سوریه خصوصیات منحصربه‌فردی پیدا کرده که با مفاهیم بیان شده توسط اندیشمندان بیداری اسلامی در جهان اسلام، همخوانی نداشت. لذا لزوم بازبینی تحولات این دو کشور و مطالعه شباهت‏ها و تفاوت‏های (سلبی و ایجابی) آن‏ها به عنوان مسئله پژوهشی، بار دیگر تقویت شد. مقاله با هدف مطالعه تطبیقی جنبش اعتراضی مصر و سوریه، در تغییرات ساختاری و نهادی، نقش‌آفرینی علما و نخبگان و مردم، خشونت‏گرا یا مسالمت‌آمیز، دخالت اجانب و نتایج حاصل از آن، این سؤال را مورد توجه قرار داده است که؛ اعتراضات کشور مصر، در مقایسه با رویدادهای سوریه، بر اساس مؤلفه‌های بیداری اسلامی متشابه‏اند یا متفاوت؟ فرضیه مقاله بیان می‏نماید که دست یافتن به نتایج متفاوت در کشورهای سوریه و مصر، ناشی از تفاوت در برخورداری از مؤلفه‌های بیداری اسلامی است. موضوع مزبور با روش مطالعه تطبیقی-مقایسه‏ای و با استفاده از منابع کتابخانه‏ای و اینترنتی معتبر انجام شد. یافته‏های مقاله بر اساس چهارچوب مفهومی پژوهش، بیانگر این است که؛ تحولات مصر به دلایل دیکتاتوری، وابستگی شدید حکومت مبارک به غرب و رابطه با رژیم صهیونیستی و در شباهت با شاخص‏های بیداری اسلامی بوده است؛ ولی در کشور سوریه باوجود اعتراضات خفته قبلی، بر اساس عدم وابستگی حکومت سوریه به محور غربی-عربی و بازیگری در جبهه تقابل با رژیم صهیونیستی، به نوعی از خارج مدیریت شده است. در نتیجه تحولات مصر با نزدیکی فراوان به مفهوم بیداری اسلامی و مؤلفه‌های مشترک آن بوده است؛ ولیکن در کشور سوریه دارای نقاط افتراق فراوان با این شاخص‏ها است