بررسی و تحلیل شیوه‌های هنری بیان حُسن طلب در شعر فارسی (از آغاز تا قرن هشتم)

نویسندگان

1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.30473/prl.2021.56417.1809
چکیده

حُسن‌ طلب از آرایه‌های ادبی است که نیاز و خواسته‌ای را با شیوه‌ی نیکو و اثرگذار بر پایه‌ی مقتتضای حال برای مخاطب خویش، بیان می-کند. این آرایه‌ی ادبی به ‌‌عنوان یک‌ متغیّر در بدیع معنوی، بر اساس ویژگی‌های خاصی چون نیاز، نوع تقاضا و مخاطب، به ‌ گونه‌های متفاوتی در قالب‌های شعری پدیدار می‌گردد. در مرکز این ‌آرایه‌‌ی ادبی به ‌عنوان یک سخن هدفمند، طلب قرار دارد و اجزای سازنده‌ی بافت شعر، چون واژه‌ها و ساخت‌ زبان، تصویر، موسیقی و آهنگ کلام، احساس و عاطفه، لحن، قالب شعری و موقعیّت سخن که سبب «حُسن» آن می‌شوند، با تأثیرپذیری از عواملی مانند شخصیّت شاعر، سبک شعری، نوع مخاطب، مطلوب یا خواسته‌ی شاعر، شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاکم بر جامعه‌ی‌ شاعر، به ‌گونه‌ای سبب بیان طلب می‌شوند که در این ‌مقاله به ‌عنوان شیوه‌های هنری حسن طلب با دیدی تحلیلی و آماری، بررسی شده و همچنین کاربرد هر شیوه که مربوط به مقتضای حال این آرایه‌ی ادبی است و ویژگی هریک از آن‌ها، مورد تحلیل قرار گرفته است. گفتنی است، تقسیم‌بندی شگردهای هنری شاعران در استفاده از این آرایه‌ی ادبی و‌ نام‌گذاری هر شیوه، بر پایه‌ی تعریف نگارندگان از حسن طلب برای نخستین بار، انجام گرفته‌است.