مبانی فکری طالبان بر اساس روش جستاری اسپریگنز؛ از فروپاشی تا قدرت‌یابی مجدد

نویسندگان

1 دانشیار، گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

3 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

4 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه اصفهان.

doi
10.22070/iws.2023.17268.2273
چکیده

طالبان از جمله جریان­هایی است که طی سه دهه گذشته در مطالعات سیاسی جهان اسلام مورد توجه بوده است. حیات این جریان با بحران­های داخلی و جهانی گره خورده است. این گروه در پی بحران­های فراگیر افغانستان در 1996 قدرت را به دست گرفتند و در سال 2001 با حمله ایالات‌متحده آمریکا ساقط شدند. در شرایطی بحرانی و در تحولی سریع و غیرقابل‌ انتظار در سال 2021 مجدداً به قدرت برگشتند. مسئله این مقاله این است که نسبت اندیشه طالبان با بحران­های داخلی و خارجی مربوط به جامعه افغانستان چگونه است. با استفاده از چهار مرحله تعریف شده در روش جستاری توماس اسپریگنز سؤال اصلی مقاله این است که طالبان بحران­های جامعه افغانستان و علل این بحران­ها را چه می­دانند و جامعه آرمانی و تجویزهای آنان برای عبور از بحران‌های جامعه افغانستان چیست؟ یافته‌های پژوهش نشان می­دهد در نگاه طالبان مشکلات و بحران‌های اصلی در جامعه افغانستان، بحران‌های «سیاسی»، «اقتصادی» و «جاهلیت» است. عمل نکردن به احکام اسلام و عدم مشروعیت نظام سیاسی نیز به عنوان منشأ این بحران‌ها قلمداد شده‌اند. آرمان مطلوب طالبان برای فائق آمدن بر مشکلات نیز، جامعه آرمانی است که بر اساس سنت پیامبر (ص) و خلفای راشدین اداره شود و برای برقراری حکومت اسلامی، صلح و امنیت تلاش کند و به مبارزه با کشت، تجارت و مصرف مواد مخدر بپردازد. راه‌حل‌های تجویزی در اندیشه طالبان برای رفع بحران‌ها «توحید حاکمیت»، «حذف احزاب جهادی»، «اجرای فریضه امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر» و «مبارزه با فساد» است.