واکاوی زمینه‌ها و بسترهای فرسایش امید اجتماعی در افغانستان

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی دانشکدۀ ادبیات و علوم بشری، دانشگاه بغلان، افغانستان.

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه یزد، ایران

3 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه یزد، ایران.

doi
10.22070/iws.2023.17407.2282
چکیده

درحال حاضر، کشور افغانستان در ابعاد مختلف حیات اجتماعی، شرایط نامطلوب، اوضاع نابسامان و غیرقابل پیش‌بینی را می‌گذراند. قطعاً شرایط مذکور به یک باره پدید نیامده و میدانی از علل در آن دخیل هستند. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر، واکاوی زمینه‌ها و بسترهای پیدایی این وضعیت در افغانستان است و اینکه چه عواملی در شکل‌گیری این نابسامانی و فرسایش امید اجتماعی نقش دارند؟ این پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی، با روش نظریۀ زمینه‌ای و تکنیک مصاحبه عمیق اجرا شد. جامعۀ هدف تحقیق، بیست نفر از نخبگان کشور افغانستان بودند که در زمان مصاحبه در این کشور حضور داشتند. یافته‌ها نشان داد که در یک فرایند چندبُعدی و تاریخی، مجموعه‌ای از عوامل در بروز وضعیت فعلی سهیم‌اند؛ انفعال مردم در برابر ظهور و افول نظام‌های سیاسی، دولت‌های ضعیف و نخبه‌گریزی ساختار مدیریتی (به‌عنوان شرایط علّی)، وجود دولت‌های غیردموکراتیک و دخالتهای خارجی (به‌عنوان عوامل مداخله‌گر) و ساختارهای اجتماعی چندقومی- مذهبی، بی‌ثباتی سیاسی، فقر و بی‌سوادی (به‌عنوان شرایط زمینه‌ای) به‌عنوان مقولات اصلی مدل پارادایمیِ پیدایی وضعیت فعلی افعانستان استحصال شدند. هستۀ مرکزی هم گذشتۀ نابسامان و آینده نامعلوم تعیین شد. نتیجه‌ اینکه وضعیت نامطلوب فعلی، ریشه در گذشته‌ای نابسامان دارد و این وضعیت، آیندۀ جامعه را مبهم و نامعلوم کرده که در نهایت، موجب کاهش امید اجتماعی و شکل‌گیری نگرش منفی نسبت به بهبود اوضاع اجتماعی شده‌است