هم‌افزایی تمامیت‌خواهی و خشونت دینی در جنبش‌های اجتماعی سلفی

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی، گروه اندیشه سیاسی در اسلام، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران.

doi
10.22070/iws.2022.15535.2154
چکیده

گسترش افراطی­گرایی و خشونت دینی در خاورمیانه، همزیستی مسالمت‌آمیز میان پیروان مذاهب در بخش‌هایی از این منطقه را به امر ناممکن تبدیل کرده است. خشونت دینی پدیده بشدت خطرناکی است که علاوه بر تحمیل هزینه‌های انسانی، هزینه‌های مالی فراوانی را نیز برجهان تحمیل می­کند. خشونت و تروریسم اسلامی محصول قرائت‌های سلفی خاصی از دکترین­های کلامی فِرّق خاص اسلامی است که توسط روحانیون رادیکال سنی در گذشته صورت‌بندی و در دوران معاصر احیا شده است. صورت‌بندی این قرائت­ها به‌گونه‌ای است که آن‌ها را از اندیشه تهی و به ایدئولوژی تبدیل و زمینه را برای تمامیت‌خواهی و خشونت­ورزی فراهم می­آورد. به دلیل فقدان یا اندک بودن پژوهش در زمینه رابطه میان تمامیت­خواهی و خشونت دینی در جنبش‌های سلفی، مقاله حاضر تلاشی است برای پر کردن خلأ موجود در این زمینه. از این‌رو، پژوهش حاضر صرفاً بر روی مکانیزم هم­افزایی تمامیت‌خواهی و خشونت دینی در این جنبش‌ها متمرکز است. در این نوشتار از چهارچوب نظری ماریو دیانی و کوئن برای تبیین جنبش‌های اجتماعی سلفی و همچنین نظریه ریشه­های تمامیت‌خواهی هانا آرنت برای تبیین مکانیزم هم‌افزایی تمامیت­خواهی و خشونت دینی استفاده شده است. داده­های پژوهش به روش تحلیل اسنادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می­دهد که تمامیت­خواهی و خشونت دینی با تکیه بر بسیج حمایت توده­ای در پشت یک ایدئولوژی که تغییرات اجتماعی رادیکال را تجویز می­کند یکدیگر را تقویت و بازتولید می‌کنند. تمامیت‌خواهی ایدئولوژیک جنبش­های دینی/ اجتماعی خاورمیانه زمینه را برای «غیریت سازی یا «دشمن سازی» فراهم و بدین ترتیب خشونت‌ورزی را مشروعیت می‌بخشد و زمینه برای تقویت و بازتولید دو جانبه تمامیت­خواهی و خشونت دینی فراهم می­شود.