دارالفنون و علم نقاشی در گذار از نگاه سنتی به پرسپکتیو
نویسندگان
1 استادیار گروه نقاشی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
10.22059/jihs.2021.311296.371595چکیده
آموزشهای مدرسۀ دارالفنون افزون بر گسترش علوم و فنون جدید، بر نگرش به نقاشی و آموزش آن در ایران تأثیر نهاد. نقاشی ایرانی در روند گذار از شیوههای سنتی به بازنمایی واقعگرایانه مانند شیوۀ کمالالملک با آموزشهای مدرسۀ دارالفنون پیوند دارد. در بازخوانیِ فعالیتهای دارالفنون بهویژه در سالهای آغازین به گونهای کمرنگ و گذرا با نقاشی روبرو میشویم؛ اما دانسته نیست که آموزش نقاشی در دارالفنون چه نقشی داشت، و چرا در مدرسهای که برای تعلیم علوم و صنایع بدیعه بازگشایی شده بود، نقاشی را نیز آموزش میدادند؟ دانستن اینکه نقاشی بر پایۀ روایتهای همروزگار از دارالفنون، مرحله و بخشی از درس هندسۀ عالیه بود، به اهمیت این پرسش میافزاید. پژوهش پیشِ رو بر پایۀ گزارشهای پراکنده از آموزش نقاشی در دارالفنون، به این پرسشها راه میبرد: دانستههای برآمده از دارالفنون چه تصویری از نقاشی به دست میدهد؟ جایگاه نقاشی در میان شاخههای علوم و فنون چه بود؟ و مفهوم نقاشی در روند کاری دارالفنون چه دگرگونیهایی را از سر گذراند؟ جستجوی پاسخها در منابع علمی همروزگار و در همبستگی نقاشی با علوم، شالودۀ پژوهش حاضر را تشکیل میدهد. پژوهش به روش تاریخی از راه تأمل در دگرگونی معانی واژگان و کاربرد علوم پیش میرود و با جستجو در گرایشها و آموزشهای معلمان و درسآموختگان دارالفنون بهویژه با درنگ در مفاهیم هندسه، نقشهکشی، مناظر و مرایا و نقاشی به این پرسشها پاسخ میدهد، وجه مشترک این شاخهها سروکار داشتن با اندازهها، خطها، سطوح و اجسام است. یافتههای پژوهش نشان میدهد مراد از صنعت نقاشی در درس هندسه، مباحث مناظر و مرایا بوده است. مناظر و مرایا در روند گذار به پرسپکتیو جدید ابتدا بخشی از هندسه بود و سپس با جدا شدن از هندسه و نیز اپتیک کهن، به شالودۀ مطالعات علمی در نقاشی تبدیل شد. دگرگونیهای اپتیک در اروپا و برآمدن پرسپکتیو همچون قواعد هندسی بازنمایی، پایۀ آموزشهای دارالفنون در رویکرد به علوم و همچنین شکلیابی نقاشی واقعگرا در ایران بوده است.