رابطه‌ی قواعد بصری و دستور زبانی در تولید تصویر با تکیه بر شعر «در شب‌های سرد زمستانی» نیما یوشیج

نویسندگان

1 دانشکده علوم اجتماعی و انسانی-گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

2 دانشکده علوم اجتماعی و انسانی-گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران

doi
10.30473/prl.2021.55808.1796
چکیده

شاعر تمامی محرکات را در شعر خود با استفاده از وزن، گزینش واژه‌ها، استعارات، لحن بیان، آرایه‌های صوتی و ... عرضه می‌کند؛ بنابراین با تقطیع هر شعر و تقابل عناصر اصلی شعر با کارکردهای تصویر می‌توان به ریشه‌یابی و شناخت بهتر رابطه‌ی متن و تصویر دست‌یافت. نحوه‌ی فکر کردن که حاصل تأثیر فرآیندهای مغزی است می‌تواند انواع قواعد نحوی را تولید نماید؛ بنابراین انواع عوامل شامل انگیزه، ترس، تأکید و ... باعث جابه‌جایی جایگاه کلمات و تولید انواع آرایه‌ی بیانی و کلامی می‌شود که این نیز به‌نوبه‌ی خود منطق‌های تصویری مختلفی را به وجود می‌آورد.شعر «در شب سرد زمستانی» نیمایوشیج از تصویر سینمایی بهره می‌گیرد، چراکه ضمن حرکت از نقطه‌ی آغاز به همان نقطه بازمی‌گردد و دارای غنای تصویری به جهت بهره‌گیری از معنای ثانویه‌ی کلمات است. این شعر با تصویری مستقل و همچنین محدود به جهت دامنه ی واژگان، با بهره‌گیری طرز سمبولیسم، با ایجاد تجسم در جهت اثبات با کانون قرار دادن مفاهیم شب و زمستان، با کارکرد اجتماعی شعر همراه و منطبق است. به لحاظ ساختار تصویرپردازی، شب و زمستان به‌عنوان تصویر مرکزی، در کانون قرار دارد که با استفاده از تشبیه بلیغ و مرسل و همچنین با بهره از نمادپردازی، تصاویر شعری خلق شده‌اند. لحن این تصویر بر اساس موسیقی شعر که بر وزن بحر رمل است، لحنی خطابی دارد و همچون یک بیانیه‌ی انتقادی، هم به نقد جامعه و هم به دعوت آن‌ها برای پیوستن به شاعر می‌پردازد.