مقایسه دیدگاه مورخان و متکلم – مورخان در‌باره قاعده «صحابی بودن» در تاریخ‌نگاری، مطالعه موردی: محمد صلابی، منیر غضبان، طه حسین و ابوالاعلی مودودی

نویسندگان

1 گروه تاریخ و ایرانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 گروه تاریخ و ایرانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 گروه تاریخ و ایرانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22059/jhss.2025.391802.473790
چکیده

 از مسائلی که در تاریخ‌نگاری مورخان شایسته  نقد و بررسی است میزان و چگونگی بهره‌گیری آنان از قواعد کلامی و اعتقادات دینی  است. برخی از این مورخان که رویکرد کلامی به تاریخ دارند به هنگام تعارض تاریخ با کلام غالبا تاریخ را به سود کلام کنار می­زنند. بی تردید هر مورخی حق دارد داده­های کلامی را به عنوان شاهد و دلیل در کنار دیگر شواهد، دلایل و اسناد تاریخی به کار برد ولی مشکل برخی از مورخان این است که آنان علم کلام و اعتقادات را به عنوان سند قطعی و نهایی تلقی کرده هر گونه گزارش تاریخی که در تعارض با اعتقادات کلامی آنان باشد انکار یا توجیه می­کنند و به راویان این روایات به بهانه شیعه بودن می­تازند. یکی از این قواعد کلامی که برخی مورخان اهل سنت در تاریخ‌نگاری خود به آن تکیه کرده­ و تمام اسناد تاریخی را به سود آن انکار یا تاویل کرده­اند قاعده «صحابی بودن» است. هدف این پژوهش بررسی میزان و چگونگی تاثیر این قاعده کلامی بر تاریخ­نگاری دو گروه از مورخان معاصر اهل سنت و نقد آن است. مورخان معاصر اهل سنت در تکیه بر قواعد کلامی یا تکیه بر اسناد تاریخی به دو گروه تقسیم شده­اند. برای گروه نخست که «مورخ» نامیده می­شوند طه حسین و ابوالأعلی مودودی انتخاب شده­اند. برای گروه دوم محمد صلّابی و منیر غضبان به عنوان «متکلم ـ مورخ» برگزیدیم. سؤال اصلی پژوهش: مورخان و متکلم ـ مورخان تا چه اندازه از قاعده «صحابی بودن» بهره جسته‌اند و بهره‌گیری از این قاعده چه پیامد­هایی در پی دارد؟ روش این پژوهش توصیفی – تحلیلی و مقایسه­ای است. از نتایجی که به دست آمد: مورخان در تاریخ­نگاری خود از این قاعده بهره‌ای نبرده‌اند ولی متکلم ـ مورخان بجای تکیه بر شواهد تاریخی از این قاعده کلامی به عنوان حجت، شاهد و سند قطعی  بهره برده‌اند لذا نتوانسته‌اند تاریخی عینی، علمی و پالوده  ارائه دهند.