بررسیِ رابطه دولت مسلط و شواهد مذهبی از طریقِ نشانهشناسی اسلامی
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مشهد، ایران.
2 دکترای علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مشهد، ایران
3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مشهد، ایران.
doi
10.22070/iws.2022.13575.2005چکیده
دولت بهعنوان مهمترین هستیِ سیاسی، در کانون نظریهپردازی سیاسی قرار دارد. گاه به مهر و بلندنظری عامل اصلی تحولاتِ سیاسی به شمار رفته و گاه به قهر و کین، در عِداد ادواتِ اصلی بیعدالتی و سرکوب قرارگرفته است. با فراروی از این دو سرِ طیف، لازم است لحظهای درنگ نمود تا «دولت» از طریق اعلانیههایش، خود سخن بگوید. در این نوشتار با استفاده از نشانهشناسیِ یافتههای باستانشناختی تلاش میشود تا ماهیت دولت در اسلام مورد بازخوانی قرار گیرد. ضعف تاریخنگاری، قلّت شواهد تاریخی و کمبود تلاشهای نظری در این عرصه از موانع جدی پژوهش بهشمار میرود. در این نوشتار با استفاده از بازخوانی اعلانیههای نخست اسلامی بهمثابه روشی انتقادی برای درک ماهیت دولت کوشش میشود به این پرسش که «چه رابطهای میان شواهدِ مذهبی و دولت میتوان برقرار نمود»، پاسخ داد. دولتها برای توجیه مشروعیت و استحکامبخشی به مبانیِ ایدئولوژیک خود، از ابزارهایی استفاده میکنند که خوانش آنها در پسِ گذار طولانی اگرچه نمیتواند دربارۀ آنچه واقعاً رخداده است، اطلاعاتی کامل و جامع ارائه کند؛ اما از طریق تمرکز بر برخی از نشانههای موجود میتواند به آشکارسازیِ ماهیت دولت نزدیک شود. بر همین اساس در میان انبوه اعلانیهها، بر نشانهشناسی سکه، تأکید و از طریق آن تلاش میشود تا پرتویی بر وجوه مبهم و تاریک ماهیت دولت در تاریخ اسلام (در دوران اولیه، اموی، عباسی و صفوی) افکنده شود.