بررسی تطبیقی استعارههای مفهومی در تحلیل جهان بینی شهریار در اشعار ترکی آذری و فارسی
نویسندگان
1 عضو علمی
2 عضو علمی دانشگاه پیام نور
doi
10.30473/prl.2021.32470.1295چکیده
بر اساس دیدگاه شناختی تصورات ذهنی مبنای شکل دهندهی تصورات استعاری هستند و تفکرات، تجارب و فرهنگ هر ملت خاص همان ملت است و در زبان آنها بازتاب مییابد. هدغف مقاله حاضر بررسی تطبیقی استعارههای مفهومی در زبانهای فارسی و ترکی آذری است و بر آن است تا به این سوال پاسخ دهد که چه عواملی بر شکل گیری استعارهها دراشعار یک شاعر دوزبانه مانند شهریار دخیل هستند و آیا این استعاره ها می توانند جهان بینی شاعر را منعکس کند. چارچوب نظری این پژوهش طبقهبندی لیکاف و جانسون (1980و1993) از استعارههای مفهومی و نیز زولتان کووچش (2005و2010 ) در تقسیم بندی استعاره ها به جهانی و متغییر وابسته به بافت و فرهنگ است. استعاره ها در 5 گروه طبیعت، عشق و هجران، مذهبی و اعتقادی، سیاسی و اجتماعی و نژادی قرار گرفتند. نتایج آماری نشان داد که در قلمرو این دو زبان حوزههای استعاری «طبیعت»، «مذهبی و اعتقادی» جهانی هستند ولی حوزههای استعاری «عشق و هجران»، «سیاسی و اجتماعی» و «نژادی» وابسته به زبان هستند، و این ادعا که تصورات استعاری نه تنها مقولههایی زبانی هستند، بلکه اساس تفکر و رفتار آدمی را نیز شکل میدهند، تایید شد. در نتیجه بخشی از استعارهها در تطابق با مبانی همگانی شکل میگیرند و بخش دیگری از آنها تحت تأثیر مبانی فرهنگی، اجتماعی به وجود میآیند. یعنی ماهیت الگو برداریهای استعاری و حتی ترجیح کاربرد یک استعاره مفهومی بر دیگری تحت تأثیر باورهای فرهنگی افراد در کنار مبانی جهانی استعارهها میباشد و تأثیر پذیری ساخت استعاری از فرهنگ و محیط تأیید میشود.