آیرونی و کنایه های طنزآمیز در رمان پرندۀ من نوشتۀ فریبا وفی

نویسندگان

1 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

2 زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

doi
10.30473/prl.2021.50554.1692
چکیده

آیرونی یکی از صورت‌های بلاغیِ روایت محسوب می‌شود که مشخصۀ اصلی آن برخورداری از منطقِ دو پهلوست. تجلی این دوگانگی در زبان عموماً از طریق شیوه‌ها و شگردهای بیانی نظیر: نقیضه‌سازی، طنز، طعنه، کنایه، تهکم، وارونه‌گویی و ... صورت می‌گیرد. مقالۀ حاضر به بررسی آیرونی در یکی از مهم‌ترین رمان‌های فریبا وفی پرداخته است و تلاش کرده از این تلقّی که آیرونی صرفاً ابزاری بیانی است، فراتر رود و چگونگیِ پیوند میان نگرش و زبان آیرونیک در اثر مذکور را تبیین نماید. در واقع، نگرش آیرونیک بیانگر شکل ویژه‌ای از مواجهه با واقعیت است و به نویسنده امکان می‌دهد از موضعی فرادست به مسائل و امور پیچیده‌ی زندگی بنگرد و زوایای پنهان وضعیت، شخصیت‌ها و رویدادها را با زبانی کنایی و بازی‌گوشانه بازتاب دهد. توجهِ توأمان به نگرش و زبان آیرونیک در رمان پرندۀ من نشان می‌دهد که همه‌ی صور زبانیِ آیرونیک و کنایه‌های طنزآمیز ریشه در نحوۀ نگاه و نگرش این نویسنده دارد. رئالیسم در این اثر به واسطۀ نگرش آیرونیک، از ثبت ساده‌ی واقعیت سرباز می‌زند و با معطوف شدن عنصر خاطره در گذشته‌ی راوی، حقیقت درونی‌اش و واکاوی ذهنیت شخصیت‌ها، درک تازه‌ای در مواجهه با زمان را مطرح می‌کند. در پس‌زمینه‌ی همین نگاه آیرونیک است که دقیق‌ترین کلمه‌ها و مشخص‌ترین عبارات «مسأله‌دار» می‌شوند و به درون زبان کنایی، طنزهای چندوجهی و معانی لغزنده درمی‌غلتند.

کلیدواژه‌ها