تبیین مبانی فلسفی مطالعات پویاییشناسی سیستم با استفاده از رویکرد استقرایی: طبقهبندی پارادایمی از مدلهای مطالعات پویاییشناسی سیستم
نویسندگان
1 کارشناس ارشد معارف اسلامی و مدیریت صنعتی، دانشگاه امام صادق (ع)
2 عضو هیأت علمی دانشگاه مالک اشتر، تهران، ایران
doi
10.30497/smt.2011.153چکیده
روششناسی پویاییشناسی سیستم با ادعای شناخت ساختارِ اصلی تعیینکنندة رفتارهای اجتماعی، اقتصادی و فنی، پژوهشگران حوزههای مختلفی را به سوی خود جلب کرده است. بیتردید، مبانی فلسفی و نظری پویاییشناسی سیستم یا همان پیشفرضهای آن، در نحوه اجرای فرایند مدلسازی برای تبیین و سناریوسازی مسائل مختلف، نقش مهمی ایفا خواهد کرد؛ به گونهای که ممکن است فرایند مدلسازی و خروجی آن با مبانی مختلف، تغییر کند و با انتظارات مدلساز از این روششناسی، در تناقض افتد. با توجه به اینکه مبانی نظری پویاییهای سیستم، از ابتدا، به خوبی تبیین نشده در این مقاله بر آنیم پس از مروری گذرا بر نظرات مطروح و بیان علت پراکندگی آنها، به تبیینی جامع از مبانی فلسفی پویاییهای سیستم برسیم. بدین منظور در رویکردی استقرایی (جزء به کل)، به بررسی مبانی فلسفی مدلهایی که تاکنون با این روش طراحی شده است پرداختیم. خروجی استفاده از این رویکرد، طبقهبندی مدلهای پویاییشناسی سیستم بر اساس مبانی فلسفی حاکم بر آنها بود. بر اساس این طبقهبندی میتوان ادعا کرد که رویکردهای متعددی به عنوان مبانی فلسفی مطالعات پویاییشناسی سیستم وجود دارد و پیشنهاد نویسندگان برای این عنوان، کثرتگرایی تلفیقی است که بنا بر نوع مسئله مورد نظر، پارادایم خاصی در فرایند مدلسازی حاکم خواهد بود.