بررسی تأثیر رهبری تحول‌آفرین بر کیفیت زندگی کاری کارکنان با نقش میانجی هوش عاطفی درک شده مدیران

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری مدیریت بازرگانی گرایش سیاستگذاری بازرگانی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

2 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/tmj.2022.75713.1283
چکیده

امروزه منابع انسانی به‌عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمان محسوب می‌شود و یکی از بهترین روش‌ها برای حفظ و بالندگی این منابع، بهبود کیفیت زندگی­کاری آنان است. از سوی دیگر، بهره‌گیری مدیران از سبک رهبری تحول‌آفرین و هوش­عاطفی ازجمله مهم‌ترین عوامل ارتقای کیفیت زندگی­کاری کارکنان هستند. هدف اصلی تحقیق حاضر، تعیین تأثیرگذاری سبک رهبری تحول‌آفرین مدیران بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان و همچنین، تعیین این تأثیرگذاری از طریق متغیر میانجی هوش­عاطفی درک­شده مدیران است. در این راستا، کلیه کارکنان رسمی شاغل در شرکت آب و فاضلاب مشهد به‌عنوان جامعه آماری تحقیق درنظر گرفته شد. نمونه آماری شامل 224 نفر از کارکنان است که بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از ابزار پرسشنامه و برای تحلیل داده‌ها در قالب مدل‌‌سازی معادلات­ساختاری از نرم‌افزار آموس استفاده شد. در این تحقیق که به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی و از نوع پیمایشی است؛ روایی سازه با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ موردبررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد تأثیر سبک رهبری تحول‌آفرین مدیران بر هوش­عاطفی درک­شده آنان و تأثیر هوش­عاطفی درک­شده مدیران بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان معنادار است. همچنین تأثیر رهبری تحول‌آفرین مدیران بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان معنادار نیست. درنهایت نقش واسط متغیر هوش­عاطفی درک شده مدیران در روابط بین رهبری تحول‌آفرین و کیفیت زندگی­کاری کارکنان مورد تأیید قرار گرفت. این یافته‌ها بدان معناست که شایستگی­های اجتماعی هوش­عاطفی مدیران می­توانند تأثیر مثبتی بر عملکرد این سازمان داشته باشند؛ به‌نحوی‌که به‌طور معناداری اثرگذاری رهبری تحول‌آفرین بر کیفیت زندگی­کاری کارکنان را تحت تأثیر قرار دهند.