جایگاه لفظ و معنی در غزلیات بیدل با رویکرد بلاغی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری/دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه
2 هیئت علمی دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه
3 هیئت علمی دانشکده زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه
doi
10.30473/prl.2021.46373.1573چکیده
میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی یکی از بزرگترین شاعران سبک هندی است که با بهره گیری از استعاره و ترکیب های بدیع و شگفت، توانسته است به جایگاه رفیعی در شعر و غزل دست یابد. این شاعر بزرگ با بهره گیری از مفاهیم عرفانی و به مدد دانش ادبی و جوهر ذاتی شاعری، آثار فراوانی از خویش به جا گذاشته است. دشواری طرز بیان، پیچیدگی معنی، دشوار فهمی مضمون وکلآ دیرآشنایی در حوزه ی لفظ و معنی از خصوصیات شعر بیدل محسوب می شود. لفظ و معنی از جمله مفاهیمی است که در غزلیات بیدل حضور چشمگیری دارد. بیدل درغزل های خود با زاویه های دید گوناگون به این مفاهیم می پردازد. گاهی از عجز لفظ در بیان معانی بلند ذهنی اش گله مند است و گاهی معنی را از لفظ می جوید و معتقد است بدون لفظ معنی جلوه گر نمی شود. این مقاله دیدگاه های مختلف بیدل وپربسآمدترین آن ها را درحوزه ی لفظ و معنی مورد بررسی قرارمی دهد.